فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٧٨ - عول در فرائض آیة الله جعفر سبحانى
به گمان من اين كه گفته مىشود از نظر شيعه عول وجود ندارد سخنى صورى و ظاهرى است؛ زيرا عول؛ يعنى نقص، اگر نقص در تمام سهام و به نسبت مساوى اعمال شود، اين همان عول عادلانه است كه امت اسلامى آن را پذيرفتهاند و مطابق با نصوص قرآن است و اگر نقص در سهم برخى اعمال شود، اين همان عول ظالمانهاى است كه شيعه به آن اعتقاد دارد و مخالف با نصوص قرآن است. (٤٠)
نقد سخن موسى جاراللّه
اوّلاً، معناى عول در اينجا، بالارفتن يا ميل به جور و ستم است و تفسير عول به نقص هر چند صحيح است، همچنان كه در ابتداى مقاله گذشت، اما در اينجا معناى مناسبتر همان فزونى و بالارفتن است؛ زيرا روشن است كه فزونى فرائض از سهام تركه، هر چند با نقصان تركه از گنجايش تمام فروض همراه است، اما به مسئله از زاويه بالا رفتن فرائض نگريسته مىشود، نه از زاويه نقصان سهام تركه؛ به همين خاطر ابن عباس مىگويد: به خدا سوگند، اگر آن را كه خداوند مقدم يا مؤخر داشته، مقدم يا مؤخر مىداشتند، در فريضه عول پيش نمىآمد و بديهى است كه صحيح نيست عول در فريضه را به نقص در فريضه تفسير كنيم.
ثانياً، بر فرض كه عول به معناى نقص باشد، متهم كردن شيعه به اينكه چون آنها نيز نقص را به سهم آخرين فرد از ورثه وارد مىكنند، قائل به عول اند، سخنى از روى غفلت است؛ زيرا نقص زمانى متصور است كه فرد اخير از ورثه، داراى فرض باشد، اما از نظر آنان فرد اخير از ورثه صاحب فرض نيست، بلكه به قرابت ارث مىبرد مانند ديگر كسانى كه به قرابت ارث مىبرند و با اين حساب هرگز در اين حالت، نقص صدق نمىكند.
(٤٠) الوشيعة في نقض عقائد الشيعه. ما سخن او را پيراسته از اهانتهاى او به امامان اهل بيت (ع) نقل كرديم.