فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٤٧ - عول در فرائض آیة الله جعفر سبحانى
واژه عول از واژه هايى است كه معانى متضاد دارند. اين واژه در مورد فرائض، درجايى به كار مىرود كه مال كمتر از سهامى باشد كه قرآن براى آن مال معين كرده است. در اين صورت عول به معناى نقصان است. ممكن است عول به معناى زيادت و افزونى باشد؛ بدين معنا كه سهام از مبلغ مال بيشتر است. پس اين كلمه اگر به مال اضافه شود، به معناى نقصان است و اگر به سهام اضافه شود، به معناى افزونى است. (٥)
خلاصه اينكه عول عبارت است از افزونى سهام فروضى كه در قرآن معين شده، از اصل تركه و به اصطلاح مجموع كسرهاى سهام، يك كسر بزرگتر از واحد مىشود. مثلاً هرگاه متوفّا، زوجه و پدر ومادر و دو دختر بر جاى گذارد، به زوجه يك هشتم، به پدر و مادر يك سوم و به دو دختر دو سوم مال مىرسد؛ در حالى كه مجموع تركه مساوى است با مجموع يك سوم و دو سوم و گنجايش يك هشتم را ندارد.
همچنين اگر زنى بميرد و زوج و دو دختر تنى از خود بر جاى گذارد، نيمى از تركه به زوج و دو سوم آن به دو دختر مىرسد؛ در حالى كه مالى كه به ارث گذاشته شده، گنجايش مجموع يك دوم و دو سوم را ندارد.
از نظر اماميه، عول تحقق نمىيابد مگر آنكه در ميان ورثه، زوج يا زوجه وجود داشته باشد، بنابراين اگر زوج و زوجه، هر دو ميان ورثه نباشند، عول محقق نمىشود، اما از نظر اهل سنت حتى در صورت نبودن زوج و زوجه در ميان ورثه نيز عول محقق مىشود كه تفصيل آن خواهد آمد.
تاريخچه عول
عول از مسائلى است كه در مورد آنها نصى از رسول اكرم (ص) وارد نشده است. در عصر خلافت عمربن خطاب اين مسئله پيش آمد كه زنى با به جاى گذاشتن
(٥) الانتصار، ص٥٦١.