فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٥٠ - عول در فرائض آیة الله جعفر سبحانى
على (ع) به او فرمود: اين سخن براى تو فايدهاى ندارد، اگر من بميرم يا تو بميرى، ميراث ما را مطابق آنچه مردم عمل مىكنند و بر خلاف نظر تو، تقسيم مىكنند. او گفت: اگر بخواهند، بيايند تا فرزندانمان و فرزندانشان، زنانمان و زنانشان و خودمان و خودشان را فراخوانيم، آن گاه مباهله كنيم و لعنت خدا را بر دروغ گويان قرار دهيم. (٨)
جصّاص در تفسيرش از عبيداللّه بن عبداللّه بن عتبة بن مسعود نقل كرده است:
من و زفربن اوس بن حدثان بر ابن عباس، بعد از آنكه به بصره رفته بود، وارد شديم. بحث فرائض ميراث پيش آمد، ابن عباس گفت: آيا فكر مىكنيد كسى كه حساب شنهاى انبوه را دارد، حساب نصف و نصف و ثلث مال را نداشته باشد كه وقتى دو نصف مال برود، جايى براى سهم ثلث باقى نماند. زفر به ابن عباس گفت: چه كسى اوّلين بار عول را در فرائض روا داشت؟ ابن عباس گفت: عمر بن خطّاب. گفت: چرا؟ ابن عباس گفت: وقتى فرائض نزد او درهم تداخل كردند، عمر به ورثه گفت: به خدا سوگند، نمىدانم با شما چه كنم؟ به خدا سوگند، نمىدانم خدا كدام يك از شما را مقدم و كدام يك را مؤخر داشته است. در مورد اين مال چارهاى بهتر از آن نمىدانم كه نسبت به سهمى كه داريد، آن مال را بين شما تقسيم كنم. آن گاه ابن عباس گفت: به خدا سوگند، اگر عمر كسى را كه خدا مقدم داشته، مقدم مىداشت و آن را كه خدا مؤخر داشته، مؤخر مىداشت، در فريضه عول رخ نمىداد. زفر به او گفت: كدام يك از آنها مقدم و كدام يك مؤخر است؟ پاسخ داد: هر فريضهاى كه زايل نمىشود مگر به فريضهاى ديگر، صاحب آن فريضه مقدم است و آن، فريضه زوج است كه يك دوم
(٨) مغنى المحتاج، ج٣، ص ٣٣؛ مبسوط، ج٢٩، ص١٦١.