فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٢١٦
كاشانى بحث هاى فقهى را مطرح مىكند و هر كدام بخشى را در اختيار مىگيرند و شاگردانى را پرورش مىدهند.
وى ضمن رد گرايش فيض كاشانى به تصوف خاطر نشان ساخت: «صفويه گرايش به تصوف داشتند. وقتى فيض كاشانى احياءالاحياء را مىنويسد، به اين معناست كه مىخواهد گرايش ها را شكل دهد؛ به طورى كه نه با حكام وقت درگير شود و نه در برابر انحرافات سكوت كند.
آيت اللّه مكارم شيرازى، در پايان سخنان خود، با بيان اينكه شرايط فعلى فرصت گران بهايى را براى پيشرفت اسلام و تشيع و شنيدن پيام تشيع فراهم ساخته است، تأكيد كرد كه بايد از اين فرصت استفاده كرد و مسئوليت علما در عصر حاضر سنگين است.
آيت اللّه جوادى آملى ديگر سخنران اين همايش بود كه به ارزيابى جايگاه فيض كاشانى در تفسير قرآن پرداخت و گفت:
«اسلام، هم علوم نافع را مطرح ساخت و هم روش فراگيرى اين علوم را ارائه كرد و كتابى را بنيان مرصوص مكتبش قرار داد كه جامع علوم و جامع روش فراگيرى اين علوم است و كسانى را تربيت كرد كه جامع علوم و روشهاى علوماند.
ايشان در بخش ديگرى از سخنان خود به شرايط تفسير قرآن پرداخت و گفت: تفسير قرآن، نيازمند فراگيرى علوم زيادى است، تفسير قرآن طهارت روح مىخواهد و مفسر بايد خود را كنار بگذارد. شرح هر كتابى با متن آن متفاوت است و شرح در برابر متن قرار مىگيرد. تفسير قرآن يعنى اينكه قال اللّه و أقول. گوينده بايد آن قدر تطهير شود كه خليفه الهى گردد و خليفه جز سخن مستخلف عنه چيزى نمىگويد و آن گاه قال اللّه و اقول يكى مىشود؛ يعنى قال اللّه متناً و قال اللّه شرحاً.
فيض، عمرى را با فلسفه و فقه سپرى كرد و جامع علوم معقول و منقول بود. چنين كسى مجاز است بگويد: قال اللّه و قال اللّه و ديگر أقول در كار نيست. اگر