فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٤ - جدال تعبّد و تعقّل در فهم شريعت (١) مسعود امامى
بيشترين بخش از متون دينى را تشكيل مىدهد ـ مىتوان به وضوح دو گرايش عقل گرايى و تعبد گرايى را مشاهده كرد. سعى مفسران عقل گرا ـ كم و بيش ـ بر اين است كه اين گونه متون را از ظهور بدوى خود دور سازند و معنايى عقلپذير براى آنها ارائه دهند. در مقابل، تعبد گرايان اين ظهورات عقل گريز را بدون تصرف در معناى آنها به راحتى مىپذيرند.
پس دو رويكرد، عقل گرايى و تعبد گرايى در حوزه شناخت و تفسير متون دينى عقل ستيز و عقل گريز، تبلور مىيابد.
٢. جدال عقل گرايى و تعبد گرايى در تاريخ معارف اسلامى
پيدايش و حيات اين دو رويكرد در تاريخ علوم اسلامى سرگذشتى بسيار طولانى دارد و تبيين آن، در هريك از شاخههاى معارف دينى، نيازمند تدوين كتاب و بلكه كتابهاى مستقلى است؛ از اين رو تنها به نمونههايى از مناقشات اين دو نحله فكرى از صدر اسلام تا كنون اشاره مىكنيم تا ضمن روشن شدن اهميت بحث، جايگاه واقعى اين دو رويكرد و مراتب گوناگون هريك از آن دو با شواهد مستند به جلوه در آيد.
اما ابتدا تذكر اين نكته را ضرور مىدانيم كه وجود برخى شخصيتها و يا مذاهب مختلف اعتقادى و فقهى، كه در نظرنگارنده يا خوانندگان جايگاه ارزشى مثبت يا منفى دارند، در يكى از اين دو رويكرد معرفتى، نبايد ما را به پيش داورى در خصوص اين موضوع وادارد؛ زيرا اوّلاً سعى بر اين است كه بيشتر نمونهها از شخصيتهاى غير معصوم ذكر شود و حضور آنها در هر نحلهاى نمىتواند سبب اعتبار و حجيّت بينش خاصى گردد، همچنان كه بى اعتبارى نحلهاى را نيز ثابت نمىكند. ثانياً مفروض اين است كه ما در مورد اين دو رويكرد فكرى به قضاوتى نرسيدهايم و داورى مثبت يا منفى پيشين ما در خصوص نقش آفرينان اين دو جنبش فكرى به جهات ديگرى مربوط مىشود كه مىبايست از سرايت آنها به اين بحث علمى پرهيز كرد. ثالثاً تنوع شخصيتها و مكاتب اعتقادى و فقهى در تاريخ هريك از اين دو رويكرد ـ چنان كه خواهد آمد ـ چنان فراوان است كه براى شخصيت زدگان رهاوردى جز سردرگمى نخواهد داشت.