فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٦٢ - جدال تعبّد و تعقّل در فهم شريعت (١) مسعود امامى
٣.١ ـ تنقيح محل نزاع
متون دينى كه پيام دين را با خود دارند، منزلگاه تولّد اين دو گرايش معرفتى اند و محتواى آنها را لفظ و گاهى عمل پيشوايان دين(ع) تشكيل مىدهد؛ عملى كه امروزه آن نيز براى ما به لفظ تبديل شده است. اين متون داراى ظهورات دلالى هستند.
اين ظهورات نخستين، در مقام فهم و درك بشرى، به حصر عقلى سه گونه هستند: يا از سنخ مفاهيم تصورى و تصديقى اند كه صدق و حقانيت (٢)آنها براى انسان پيش از مواجهه با اين متون و از راههاى بشرى اثبات گرديده است و يا جزو مفاهيمى اند كه عدم صدق يا عدم حقانيت آنها براى عقل بشر ثابت شده است. فرض سوم اين است كه عقل بشرى در اين زمينه داورى ندارد و نسبت به اين گونه مفاهيم نادان است، از اين رو، صدق و كذب يا حقانيت و بطلان آنها برايش محتمل است. يكى از معاصران قسم اوّل را «عقلپذير»، قسم دوم را «عقل ستيز» و قسم سوم را «عقل گريز» ناميده است.
دو رويكرد عقل گرايى و تعبّد گرايى در فهم متون دينى مانند: «صوموا تصحّوا» (٣)يا «الكذب شين الأخلاق» (٤)، كه ظهور بدوى آنها عقلپذير است، تحقق نمىيابد؛ زيرا در چنين فرضى، متفكران هر دو رويكرد، غالباً ظهور بدوى لفظ را مراد جدّى متكلم قرار مىدهند و از اين رو به فهم مشتركى دست مىيابند، هر چند ممكن است معدودى بر فهمى راز گونه از اين متون اصرار داشته باشند.
هرگاه ظهور بدوى متون دينى، عقل ستيز باشد، مانند «يداللّه فوق أيديهم» (٥)، در اين صورت مفسّر مؤمن به حقانيت دين، منطقاً نمىتواند متن را بر پايه ظهور بدوى تفسير
(٢) قيد اخير براى اين است كه گاه سرپيچى عملى از دستورهاى دينى برخاسته از باور به تنافى دستور دينى با عقل بشرى نيست، بلكه به دليل وسوسههاى نفسانى و تمايلات روانى است. در اين صورت، از آن به «گناه» تعبير مىشود و با تعبد در اين حوزه خاص منافاتى ندارد هر چند مىتوان تعبد را در اين قلمرو به گونهاى معنا كرد كه در مقابل هر گونه سرپيچى و نافرمانى قرار گيرد.
(٣) خاستگاه صدق، مفاهيم عقل نظرى است و خاستگاه حقانيت، مفاهيم عقل عملى است.
(٤) بحار الانوار، ج٥٩، ص٢٦٧.
(٥) ميزان الحكمه، ج٣، ص٣٦٧٣.