فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ٩٩ - بررسى فقهى حق ابتكار سيدكاظم حائرى
درارتكاز عقلا دو چيز است: حيازت و علاج يا ساختن. حيازت موجب ملكيت اشياى منقول مىگردد و علاج يا ساختن، ملكيت اشياى غير منقول را پديد مىآورد؛ نظير آباد كردن زمين يا حفر چشمه و امثال آنها.
در اين جا نيز مىگوييم: علاج يا ساختن به اشياى مادى غير منقول اختصاص ندارد و درامور معنوى نيز تحقق پيدا مىكند.
بنا بر اين مؤلف كتاب، سازنده شخصيت معنوى و هويت كتاب به وجود تجريدى آن استو گاه زحمت تأليف كتاب به مراتب از زحمت آباد كردن زمين يا حفر كردن چشمه و نظاير آن بيشتر است. چنان كه ممكن است ساخته و پرداخته كردن يك تأليف، قوى تر از ساخته و پرداخته كردن امور مادى باشد.
از طرفى گاه عمل صاحب كتاب به تأليف و فصل بندى و جمعو ترتيب كتاب منحصر نيست؛بلكه ابداعات جديد و ابتكارات نوينى را دركتاب ارائه مىكند كه خود آفريده است و آن ارتكاز بزرگ و پردامنه اى كه در ذهن عقلا نقش بسته، ملكيت ساخته شده كه افزون برامور مادى شامل امور معنوى نيز مىگردد. نهايت آن كه برخى از مصاديق امور معنوى درزمان معصوم تحقق نداشته و دردوران معاصر ظهور كرده است. معناى اين سخن توسّع و گستره درمصداق و تطبيق خارجى ا ست؛ نه گستره دراصل ارتكاز.
اين استدلال ناتمام است؛ زيرا هرچند امثال اين كارهاى معنوى درزمان معصوم به صورت ضعيف و محدود وجود داشته و درآن عصر تأليفات و ابتكارات ممتازى درمقايسه با همان عصر به چشم مىخورد، ليكن ارتكاز ملكيت اين آثار معنوى از سوى مؤلفان يا مبتكران وجود نداشته يا لااقل دروجود چنين ارتكازى در آن عصر شك داريم. علت عدم چنين ارتكازى آن است كه در آن زمان به اعتبار ملكيت آثار معنوى نيازى نبوده؛ زيرا با نبود امكان چاپ و نشر، بهره بردارى از كار معنوى ـ كه يك امر تجريدى است ـ وجود نداشته است. چنان كه تقليد از فنون وصناعات به