فقه اهل بیت علیهم السلام - فارسی - موسسه دائرة المعارف فقه اسلامی - الصفحة ١٢٠ - تغيير جنسيّت سيّد محسن خرازي
همسر ديگرى شود؛ لذا با ايجاب و قبول، اين امر اعتبارى انشا مىشود؛ يكى ايجاب مىكند و ديگرى قبول و قوام حقيقت نكاح به همين ايجاب و قبول است و مهر به منزله هديّه اى است كه مرد به همسر خود مىبخشد و شارع نيز آن را افزون برقوام نكاح، واجب كرده است، و درعين حال معترف است كه نكاح مفوّضة البضع(زنى كه بدون دريافت مهر و با خواندن مجرّد عقد، بضع خود را در اختيار مرد قرار دهد) صحيح است. (١٦)
از قرآن كريم نيز استفاده مىشود كه نكاح پيش از تعيين مهر، منعقد مىشود:
{ لاجناح عليكم إن طلّقتم النّساء مالم تمسّوهنّ أو تفرضوا لهنّ فريضة و متّعوهنّ على الموسع قدره و على المقتر قدره متاعا بالمعروف حقّا على المحسنين؛ } (١٧)
اگر زنان را قبل از آميزش جنسى يا تعيين مهر[به عللى]طلاق دهيد، گناهى برشما نيست. [دراين موقع] آنها را [با هديه اى مناسب] بهره مند سازيد. آن كس كه توانايى دارد، به اندازه توانش و آن كه تنگ دست است، به اندازه خودش، هديه اى شايسته [كه مناسب حال دهنده و گيرنده باشد] بدهد. اين برنيكوكاران، الزامى است.
زيرا فرض طلاق قبل از تعيين مهر درصورتى است كه پيش از آن، نكاح منعقد شده باشد؛ لذا اگر قبل از تعيين مهر و قبل از تماس با زن، او را طلاق دهد، اصلا براو پرداخت
(١٦) درجوامع الجامع،(ج١،ص١٥٦) آمده است:
(١٧) بقره،آيه٢٣٦.