فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤٤٦ - بنىمدلج
خيانت و پيمانشكنى آنان با پيامبر (ص) نازل شده است. همچنين مقصود از «كافرين» در آيات ١٣٩ نساء (٤) [١]، ١ احزاب (٣٣) [٢] و ١ بيّنه (٩٨) [٣] بنىقينقاع و ديگر قبايل يهود دانسته شده است.
بنىكنانه
بنىكنانة بن خزيمه، از قبايل بزرگ عدنانى و ساكن در پيرامون مكّه بودند. [٤] برخى مفسّران، آيه ١٩٩ بقره (٢) را درباره بنىكنانه و برخى قبايل ديگر ساكن در مكّه دانستهاند كه به سبب قائل شدن امتيازات نادرست براى خود، برخلاف ديگران در عرفات وقوف نمىكردند. [٥] نيز آيه ٢٨ اعراف (٧) به اسم جمعى از اعراب از جمله بنىكنانه اشاره دارد كه به صورت عريان طواف مىكردند. [٦] براساس رواياتى مقصود از «إلّا الّذين عاهدتم» در آيات ٤ و ٧ توبه (٩) قبايلى چون بنىكنانهاند كه به عهد و پيمانشان با رسولخدا (ص) وفادار ماندند. [٧] بنابه نقل مفسّران، آيه ٣٧ توبه (٩) درباره جابهجا كردن ماههاى حرام به دست بنىكنانه [٨] و آيه ٥٧ نحل (١٦) درباره پندار نادرست آنان بر دختر داشتن خدا [٩] و آيه ١٥٨ صافّات (٣٧) درباره عقيده باطلشان بر ارتباط خويشاوندى خداوند با جنيان نازل شده است. [١٠]
بنىليث بن بكر
بنى ليث بن بكر، تيرهاى از قبيله كنانه و ساكن در اطراف مكّه بودند. [١١] برخى مفسّران، نزول قسمتى از آيه ٦١ نور (٢٤) (ليس عليكم جناح أن تأكلوا جميعاً أو أشتاتاً) را درباره بنوليث دانستهاند كه طبق سنّت قبيلهاى خود، غذا را در صورت امكان بدون مهمان نمىخوردند. [١٢]
بنىمحارب---) ذات الرقاع/ غزوه
بَنىمُدْلَج
بنىمدلج، شاخهاى از بنىمُرة بن عبد مناة بن كنانه و داراى شهرت در قيافهشناسى بودند. [١٣]
[١] الجامع لأحكام القرآن، قرطبى، ج ٥، ص ٢٦٧.
[٢] همان، ج ١٤، ص ٧٦.
[٣] همان، ج ٢٠، ص ٩٥.
[٤] السيرة النبويه، ابنهشام، ج ١، ص ١١٣؛ كتاب النسب، ص ٢٢١؛ معجم البلدان، ج ١، ص ٥٣١.
[٥] جامعالبيان، ج ٢، جزء ٢، ص ٣٩٩.
[٦] التكميل و الاتمام، ص ١٤٩.
[٧] الكشّاف، ج ٢، ص ٢٤٩؛ مجمعالبيان، ج ٥- ٦، ص ٩؛ روضالجنان، ج ٩، ص ١٧٤.
[٨] الكشّاف، ج ٢، ص ٢٧٠؛ مجمعالبيان، ج ٥- ٦، ص ٤٥.
[٩] الجامع لأحكام القرآن، قرطبى، ج ١٠، ص ٧٧؛ غررالتبيان، ص ٣٠٢.
[١٠] الجامع لأحكام القرآن، قرطبى، ج ١٥، ص ٨٨.
[١١] الاشتقاق، ص ١٧٠؛ جمهرة انسابالعرب، ص ١٨٠.
[١٢] كشفالأسرار، ج ٦، ص ٥٦٨؛ الجامع لأحكام القرآن، قرطبى، ج ١٢، ص ٢٠٨.
[١٣] ر. ك: جمهرة انساب العرب، ص ١٨٧؛ الانساب، سمعانى، ج ٥، ص ٢٣٢.