فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٢٨٠ - بلال
فيهنّ قصرت الطّرف لم يطمثهنّ إنس قبلهم ولا جانٌ* فبأىّ ءالاء ربّكما تكذّبان* هل جزاء الإحسن إلّا الإحسن.
رحمان (٥٥) ٤٦ و ٥٦ و ٥٧ و ٦٠
٦) همسران باكره، از پاداشهاى اصحاب يمين در بهشت:
وأصحب اليمين ما أصحب اليمين* فى سدر مّخضود* وفرش مّرفوعة* إنّا أنشأنهنّ إنشاء* فجعلنهنّ أبكارا* عربا أترابا* لأصحب اليمين. [١]
واقعه (٥٦) ٢٧ و ٢٨ و ٣٤- ٣٨
حدّ زناى باكره
٧) صد تازيانه، كيفر زناى زنان باكره:
الزّانية والزّانى فاجلدوا كلّ وحد مّنهما مائة جلدة .... [٢]
نور (٢٤) ٢
٨) توبيخ و سرزنش مرد و زن باكره، در صورت ارتكاب فحشا:
والّذان يأتينها منكم فاذوهما فإن تابا وأصلحا فأعرضوا عنهمآ إنّ اللّه كان توّابا رّحيما. [٣]
نساء (٤) ١٦
بكّايين
بكّايين، گريهكنندگان تنگدست بازمانده از غزوه تبوك بودند. [٤] برخى مفسّران، نزول آيه ٩٢ توبه (٩) را درباره آنان دانستهاند كه به علّت تنگدستى خود و وضعيت سخت اقتصادى پيامبر (ص) توفيق شركت در جنگ تبوك را نيافتند و از روى تأسّف گريستند. [٥]
بكّه---) مكّه
بلا---) مصيبت
بِلال
بلال بن رياح حبشى، صحابى بزرگ، مؤذّن و خزانهدار پيامبر (ص) بود. [٦] براساس يك نقل، شأن نزول آيه ٢١٢ بقره (٢) به مسخره كردن برخى اصحاب پيامبر (ص) از جمله بلال از سوى مشركان مربوط است [٧] و برخى مفسّران، نزول آيه ١١ احقاف (٤٦) را در پاسخ به ريشخند و سخن سران قريش دانستهاند كه مىگفتند: اگر در
[١] بنا بر يك احتمال، مقصود از «فرش مرفوعة» زنان بهشتى است كه در عقل، زيبايى و كمالات، عالىمرتبه هستند. (الميزان، ج ١٩، ص ١٢٣)
[٢] حدّ صد تازيانه، مربوط به زانيانى است كه آزاد، بالغ، بكر و غير محصن باشند. (مجمعالبيان، ج ٧- ٨، ص ١٩٧)
[٣] بنا بر يك احتمال، مقصود از «واللّذان يأتيانها منكم» مرد و زن باكره و مراد از «آذوهما» سرزنش و توبيخ زبانى است. (مجمعالبيان، ج ٣- ٤، ص ٣٤)
[٤] اسدالغابه، ج ٣، ص ٣٤٩.
[٥] جامعالبيان، ج ٦، جزء ٩، ص ٢٦٩؛ مجمعالبيان، ج ٥- ٦، ص ٩١.
[٦] الطبقات، ج ٣، ص ١٧٤؛ المعارف، ص ١٧٦؛ اسدالغابه، ج ١، ص ٤١٥.
[٧] مجمعالبيان، ج ١- ٢، ص ٥٤٠- ٥٤١؛ معالم التنزيل، ج ١٥، ص ١٢٦؛ البحرالمحيط، ج ٩، ص ٤٣٧.