فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ١٤٣ - شر
بُختُ نَصَر
بخت نَصَر، از پادشاهان بزرگ بابل قديم و خرابكننده اورشليم بود. [١] برخى از مفسّران در ذيل آيات ٤ تا ٧ اسراء (١٧)- كه سخن از فساد و نابودى بنىاسرائيل است- از بختنصر- كه بيتالمقدّس را ويران كرد و به قلع و قمع يهود پرداخت- ياد كردهاند. [٢] مفسّران در ذيل آيات ديگر نيز از وى نام بردهاند.
بخل
بخل، مقابل جود و به معناى خوددارى از صرف داراييها در جايگاه شايسته آن است. [٣] گفتنى است كه بخل در قرآن كريم مفهوم وسيعترى داشته و به مواردى مانند ترك كارهاى خير و جهاد و ... هم اطلاق شده است. در اين مدخل از واژه «شحّ»، مشتقّات «بخل»، «قتور» و جملات مفيد معناى آن استفاده شده است.
اهمّ عناوين: آثار بخل، عوامل بخل، كيفر بخل.
آثار بخل
١. انكار پاداش
١) بخلورزى، باعث انكار پاداش الهى:
وأمّا من بخل ...* وكذّب بالحسنى.
ليل (٩٢) ٨ و ٩
٢. ترك جهاد
٢) شركت نكردن يا كم شركت كردن منافقان در جهاد، به سبب بخل آنان به مسلمانان:
قد يعلم اللّه المعوّقين منكم والقائِلين لإخونهم هلمّ إلينا ولايأتون البأس إلّا قليلا* أشحّة عليكم ....
احزاب (٣٣) ١٨ و ١٩
٣. تهديد
٣) بخلورزى، زمينهساز تهديد خداوند:
فويل لّلمصلّين* ويمنعون الماعون.
ماعون (١٠٧) ٤ و ٧
٤. سختى
٤) بخلورزى، زمينهساز گرفتار شدن به سختى:
وأمّا من بخل واستغنى* فسنيسّره للعسرى.
ليل (٩٢) ٨ و ١٠
٥. سرزنش
٥) بخل، باعث سرزنش و مذمت شدن:
ولاتجعل يدك مغلولةً إلى عنقك ... فتقعد ملومًا مّحسورًا. [٤]
اسراء (١٧) ٢٩
٦. شرّ
٦) شرّ و بدى، فرجام ناميمون بخلورزى و ترك انفاق:
ولايحسبنّ الّذين يبخلون بمآ ءاتل- هم اللّه من فضله هو خيرا لّهم بل هو شرٌّ لّهم ....
آلعمران (٣) ١٨٠
[١] لغتنامه، ج ٣، ص ٣٨١٠، «بختنّصر»؛ تاريخ ملل قديم آسياى غربى، ص ١٦٣.
[٢] جامعالبيان، ج ٩، جزء ١٥، ص ٢٩؛ مجمعالبيان، ج ٥- ٦، ص ٦١٦- ٦١٧.
[٣] مفردات، ص ١٠٩، «بخل».
[٤] بنا بر قولى مقصود از «فتقعد ملوما محسوراً» اين است كه اگر از انفاق خوددارى كنى، سرزنش و مذمّت مىشوى. (مجمعالبيان، ج ٥- ٦، ص ٦٣٥)