فرهنگ قرآن - مرکز فرهنگ و معارف قرآن - الصفحة ٤٣٦ - بنىجذيمه
بنىاميّه
بنىاميّة بن عبد شمس بن عبد مناف، از تيرههاى مهم قريش [١] و از دشمنان سرسخت بنىهاشم و اهلبيت (ع) بودند.
برخى مفسّران، نزول آيه ٦٠ اسراء (١٧) را درباره بنىاميه دانستهاند كه پيامبر (ص) در رؤياى صادقانهاى مشاهده كرد، آنان چون بوزينگانى از منبر او بالا مىروند. [٢] طبق روايتى، آيه ٥٥ انفال (٨) در شأن بنىاميه نازل شد و آنها را بدترين جنبندگان روى زمين خواند كه به باطن قرآن كفر ورزيده، بدان ايمان نياوردند. [٣] براساس نقل مفسّران، «شجره خبيثه» در آيه ٢٦ ابراهيم (١٤) بنىاميه دانسته شده كه اشاره به بىاصل و پايه بودن آنها دارد. [٤] همچنين آيات ٢٨ تا ٣٠ ابراهيم (١٤) نيز درباره آنها نازل شده كه نعمت خدا را كفران و قوم خود را به هلاكت افكندند. [٥] گفته شده: «قوماً لدّا» آيه ٩٧ مريم (١٩) در شأن بنىاميّه و بنىمغيره نازل شده است. [٦] مفسّران مشهورى چون طبرى، «ألف شهر» در آيه ٣ قدر (٩٧) را ناظر به مدّت حكومت بنىاميّه دانستهاند كه ارزش يك شب قدر، بيش از حكومت هزار ماهه آنان است. [٧]
بنىثعلبه---) ذات الرقاع/ غزوه
بنىثقيف---) ثقيف
بنىجذيمه
بنىجذيمه [٨] (خزيمه [٩]) بن عامر بن عبدمنات، تيرهاى از قبيله كنانه بوده است. [١٠] برخى مفسّران، نزول آيات ٩٠ نساء (٤) [١١] و ٧ توبه (٩) [١٢] را در شأن قبايلى از جمله، بنىجذيمه (خزيمه) دانستهاند كه به جهت همپيمانى با مسلمانان، مورد رأفت ايشان قرار گرفتند و از تعرّض به آنان منع شد. همچنين در شأن نزول آيه ٦١ نور (٢٤) از آنها ياد شده و تصوّر آنها درباره «حرمت خوردن غذا به تنهايى» مردود دانسته شده است. [١٣]
[١] جمهرة انسابالعرب، ص ٧٤ و ٧٨ به بعد.
[٢] تفسير ابنكثير، ابنابىحاتم، ج ٧، ص ٢٣٣٦؛ مجمعالبيان، ج ٥- ٦، ص ٦٥٤.
[٣] تفسير قمى، ج ١، ص ٣٠٥.
[٤] مجمعالبيان، ج ٥- ٦، ص ٤٨١.
[٥] مجمعالبيان، ج ٥- ٦، ص ٤٨٣؛ التكميل و الاتمام، ص ٢١٣.
[٦] شواهد التنزيل، ج ١، ص ٤٧٣.
[٧] جامعالبيان، ج ١٥، جزء ٣٠، ص ٣٣٠؛ تفسير ابنكثير، ج ٤، ص ٥٦٦؛ تفسير نورالثقلين، ج ٥، ص ٦٢٢.
[٨] الطبقات، ج ٢، ص ١١٢؛ ج ٧، ص ٢٧٨؛ جمهرة انسابالعرب، ص ١٨٧؛ المقتضب، ص ٨٣.
[٩] مجمعالبيان، ج ٥- ٦، ص ١٤؛ كشفالأسرار، ج ٢، ص ٦٢٠- ٦٢١.
[١٠] المحبّر، ص ١٢٤؛ جمهرة انسابالعرب، ص ١٨٧؛ معجم قبائل العرب، ج ١، ص ١٧٦.
[١١] تفسير ابنابىحاتم، ج ٣، ص ١٠٢٧؛ تفسير مقاتل بن سليمان، ج ١، ص ٣٩٦.
[١٢] مجمعالبيان، ج ٥- ٦، ص ١٤؛ الدرالمنثور، ج ٤، ص ١٣٤.
[١٣] احكامالقرآن، جصاص، ج ٣، ص ٤٨٨.