ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٣ - آيندگان همان گونه از اين خاكدان بگذرند كه گذشتگان گذشتهاند
رها كرد ، تاريكىها يكى پس از ديگرى او را در خود فرو برد و در سيه چالهاى نابود كننده سرنگون نمايد .
و شياطين انس و جن از همهء جهات براى اغواى او سر كشند و او را از توجه به خويشتن ، حتى يك لحظه ، جلوگيرى كنند و بدان جهت كه از داشتن « خود » و « شخصيت سالم » محروم است ، هر چه بر مقتضاى هوى و هوسش باشد ، نفس ناسالم او ، براى او بيارايد . و بالاخره بهشت نهايت سرنوشت نهايى سبقت جويان بر خيرات است و آتش نهايت سرنوشت تفريط گران خواهد بود . ١٨ ، ٢٧ - اعلموا عباد اللَّه ، أنّ التقوى دار خصن عزيز ، و الفجور دار حصن ذليل ، لا يمنع أهله و لا يحرز من لجأ إليه ألا و بالتّقوى تقطع حمة الخطايا و باليقين تدرك الغاية القصوى . عباد اللَّه اللَّه ، الله فى أعزّ الأنفس عليكم و أحبّها أليكم ، فأنّ اللَّه قد أوضح لكم سبيل الحقّ و أنار طرقه فشقوة لازمة ، أو سعادة دائمة . ( بدانيد اى بندگان خدا ، تقوى جايگاه حفاظت بسيار با ارزش براى حفظ نفس از آلودگيها است ، و فسق و خطا كارى جايگاه حفاظتى است پست كه فاسقان و خطا كاران را از سقوط جلوگيرى نكند و پناهنده به آن را پناه ندهد . آگاه باشيد ، تنها به وسيلهء تقوى است كه نيشهاى [ زهر آلود ] گناهان بر نفس قطع مى شود و تنها به وسيلهء يقين است كه غايت نهايى دريافت مى گردد . اى بندگان خدا ، خدا را در نظر بگيريد .
خدا را ، در بارهء عزيزترين نفوس و محبوبترين آنها براى شما ، زيرا خداوند متعال راه حق را براى شما آشكار و طرق آن را نورانى نموده است [ مسير اين راه ] يا به شقاوت لازمهء اعمال زشت منتهى مى گردد و يا به سعادت دائمى . ) تبصره - بدانجهت كه چهار سطر از جملات اين خطبهء مباركه در صفحهء بعدى مربوط به « نفس » [ شخصيت ] انسانى است و با محتواى جملات فوق پيوستگى دارد ، لذا آنها را هم در دنبال آنها مى آوريم و مجموعا مورد تفسير قرار مى دهيم :