ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٦٧ - براى سالم سازى شخصيت و نجات دادن آن از يك بيمارى مستمر كه از ديدگاه مذهب و اخلاق و فرهنگهاى انسانساز پيشرو ١٧١ خود خواهى ١٨٧ ناميده مى شود ، بايد براى بشر ، راه مبارزه با تورم ١٧١ خود طبيعى ١٨٧ را كه همان صيانت تكاملى ذات است تعليم نمود
از همين جا معلوم مى شود كه خنثى شدن استعدادهاى علم حضورى ( خود هشيارى ) ، اراده ، تصميم ، اختيار ، مذهبگرايى ، علمگرايى ، تصورات ، تصديقات ، تجسيمات ، انديشه ، تعقّل ، وجدان ، محبت ، عشق ، عواطف قانونى ، فرهنگگرايى ، تمدن خواهى و غير ذلك ، با امكان بهره بردارى از آنها نوعى بيمارى است كه بدون ترديد تأثير و تأثر قانونى شخصيت را در برابر انگيزگى آنها از بين مى برد ، و اين روشنترين علامت بيمارى شخصيت است .
براى سالم سازى شخصيت و نجات دادن آن از يك بيمارى مستمر كه از ديدگاه مذهب و اخلاق و فرهنگهاى انسانساز پيشرو « خود خواهى » ناميده مى شود ، بايد براى بشر ، راه مبارزه با تورم « خود طبيعى » را كه همان صيانت تكاملى ذات است تعليم نمود .
در اين مبحث ، نخستين مسئله بسيار شگفت انگيزى كه داريم ، اين است كه با اين عموميت و فراگيرى بيمارى « خود خواهى » كه اكثريت قريب به اتفاق افراد بشر را در همهء جوامع و از آغاز تاريخ زندگى بشر در روى كرهء خاكى تاكنون مبتلاء نموده است آيا مى توانيم بگوييم : بيمارى شخصيت ، خلاف قانون حيات انسانى بوده و اصل اولى سلامت شخصيت است به عبارت ديگر ، پديدهء « خود خواهى » ( ديدن خود ، و اعتقاد در بارهء آن بزرگتر از آنچه كه هست ) لازمهء چنين ديد و اعتقاد ، دو انحراف پليد را به وجود مى آورد : انحراف يكم : طغيان بر اصول و قوانين مقرره بر صلاح زندگى افراد جامعه ، گاهى اين بيمارى به قدرى شدت پيدا مى كند كه آدم خودخواه براى اين كه خودنمايى كند و خود تورم يافته اش را نشكند ، حتى با قواى طبيعى كه قدرت مقاومت در برابر آنها را ندارد ،