ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٩ - ديدگاه بعضى روانشناسان معاصر در رده بندى نيازها
پيدا كنيم - در آن صورت بشر فورا و در هر جا كه مسيرش مى گرديد دست از خواسته هايش بر مى داشت ، و به هيچ وجه ميل نداشت كه اراده داشته باشد . چه لذتى دارد كه آدمى هر چه مى خواهد از روى تقويم و حساب بخواهد تازه به اينجا ختم نمى شد ، در آن صورت انسانها به شكل پيانو يا ارگ دستى در مى آمدند و يا چيزى شبيه به اين آلات و ادوات موسيقى ، زيرا انسان بدون تمايلات ، آرزوها و طلبهايش ، بدون اراده اش ، چه مى تواند باشد جز يك كوك تار يا پنجهء پيانو عقيدهء شما چيست باز هم بايد در بديهيات تحقيق كنيم - آيا فرضى كه كرديم ممكن است تحقق يا بد يا نه بالاخره تصميمتان را بگيريد و بگوييد كه : « هوم م ارادهء ما در اثر برداشت و جهان بينىهاى مغلوط و اشتباه ، فعلا طورى شده است كه ، مصالح ما را منحرف و غلط مى جويد و مى طلبد .
به همين دليل غالبا ما در طلب بىمعنى كامل هستيم ، در طلب بىمعنيها هستيم ، زيرا بر اثر نادانى و احمقى ، در اين بىمعنىها ، راحتترين و آسوده ترين راه را جهت رسيدن به چيزى كه ظاهرا صلاح است ، مى بينيم و همان را انتخاب مى كنيم .
ولى وقتى كه همه چيز توضيح و تشريح شد ، و سفيد و سياه را مشخص كرديم ( و البته اين كار به هيچ وجه غير ممكن نيست ، و اين ادعا كه قبلا فرض كنيم و پيش بينى كنيم ، كه بشر هيچوقت پى بقوانين مخصوص طبيعت نخواهد برد ، كاملا بىمعنى و پوچ است . ) در آن صورت امرى بديهى است ، كه ديگر آرزوها و تمايلاتى وجود نخواهد داشت ، چون خواستههاى ما وقتى يك بار با عقل همراه شد ، آن گاه ما نيز هر چه را كه بخواهيم عقلائى مى خواهيم ، چون امروز ما فقط با عقل فكر مى كنيم ، ولى ما عقلمان را نمى خواهيم ، و در نتيجه ممكن است كه هر چيز ، ولو مضرّ و غير صالح باشد بتوانيم ،