ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٣ - ديدگاه بعضى روانشناسان معاصر در رده بندى نيازها
اما اين طورى كه نمى شود ، آقايان من چشمتان را باز كنيد ، اطرافتان را نگاه كنيد خون چون رودخانه اى جارى است ، آنهم چطور تمامش بر طبق قوانين و دستورات مسيح ، مثل اين كه شامپاين مى ريزند خون مى ريزند .
همين قرن نوزدهم را از خاطر بگذرانيد ، به همين قرنى كه آقاى . . . نيز در آن قرن زندگى مى كردهاند توجه كنيد : ناپلئون داريم ، هم بناپارت و هم سومى ، بعد مى آييم بر سر امريكاى شمالى ، جنگهاى ممتد و تقريبا دائمى ، جدالهاى مسخرهء داخلى در اروپاى شمالى و غيره ، حالا خواهش مى كنم بفرماييد كه چگونه و كجا فرهنگ و تمدن ، ما را ترمز كرده است فرهنگ قوهء دراكهء مردم را زيادتر كرده و تمييز چند جهتى را در ايشان افزايش بخشيده است و . . . و تقريبا كار فرهنگ همين است و مى گويم كه درست در اثر ترقى و تكامل همين قوهء دراكه است كه بالاخره بشر توانسته است در خون ريزى نيز نوعى لذت پيدا كند و به اين كار ادامه بدهد . هنوز هم همينطور رفتار مى كند . آيا هيچ توجه كردهايد ، كه دقيقترين مردمان خونريز و خون آشام و جانى ، تقريبا همه بدون استثناء از جملهء متمدنترين مردم بودهاند مردمى بودهاند كه حتى آتيلا و رازين و استنكاج ( رهبر طغيان قزاقها در سال ١٦٧١ - ١٦٦٧ كه در آن ٧١ نفر اعدام شدند ) را با ايشان اصلا نمى توان مقايسه كرد ، و اگر ايشان ، اين مردم مانند آتيلا و رازين معروف نشدهاند فقط از اين جهت است ، كه زياد هستند ، همه جا پيدا مى شوند ، خيلى معمولى هستند ، كسى به آنها توجه نمى كند ، همه از ديدن ايشان خسته شدهايم ، و حوصله نداريم كه در جستجويشان باشيم و نشانشان كنيم .
به هر تقدير بشر در سايهء تمدن نه تنها تشنه بخونتر از سابق شده است ، بلكه به صورت زشتتر و پستترى خون آشام شده است ، خيلى پستتر و نفرت انگيزتر از آنچه در سابق بود ، زيرا سابقا در خونريزيهايى كه مى كرد عدالت و حقانيت مى ديد و با وجدانى