ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١ - تكليفى بسيار با اهميت كه احساس تكليف را در مردم احياء مى كند
است كه افزون بر انبياء و كتابهاى آسمانى آنان ، و اوصياء و اولياء و راهنماييهاى آنان و افزون به عقل و وجدان و تجارب خود مردم ، گروهى در هر جامعه اى بايد به يارى عوامل مزبور بشتابند و بوسيلهء امر به معروف و نهى از منكر ، مردم را به حركت به طرف خيرات و دورى از جرمها و گناهان وادار بسازند . واقعا اين يك حقيقت است كه :
< شعر > صد هزاران دام و دانه است اى خدا ما چو مرغان حريص و بينوا دمبدم وابستهء دام نويم هر يكى گر باز و سيمرغى شويم < / شعر > مولوى ٢٧ ، ٣٨ - و عليكم بكتاب اللَّه « فإنّه الحبل المتين و النّور المبين و الشّفاء النّافع و الرّىّ الناقع و العصمة للمتمسّك ، و النّجاة للمتعلَّق ، و لا يعوّج فيقام لا يزيغ فيستعتب ، و لا تخلقه كثرة الرّدّ ، و ولوج السّمع ، من قال به صدق ، و من عمل به سبق ( تمسك كنيد به كتاب اللَّه ، زيرا اين كتاب طنابى است محكم و نورى است آشكار و شفائى سودمند و سيراب كننده ايست .
برطرف كننده تشنگى و حافظ كسى است كه توسل به او جويد ، و نجات است براى كسى كه تعلق به آن داشته باشد . كجى را راه به آن نيست تا راستش كنند و از حقيقت نمى لغزد تا برگردانده شود به سوى حقيقت . فراوانى ورود قرآن به گوش ، آنرا كهنه نمى گرداند .
هر كس به اين كتاب الهى قائل شد ، راست گفت و راست گرديد و هر كس به آن عمل كرد بر ديگران سبقت جست . ) براى بررسى و تحقيق در مباحث قرآن ، مراجعه فرماييد به ج ٢ ، ص ٢٠٦ و ص ٢١٦ تا ص ٢٢٢ و ج ٣ ، ص ٦٤ و ج ٤ ، ص ٢٣٤ و ٢٣٥ و ج ٤ ، از ص ٢٥٣ تا ص ٢٥٥ و از ص ٢٦١ تا ص ٢٧١ و ج ١٣ ، از ص ١٣ تا ص ١٨ و ج ١٤ ، از ص ١١٥ تا ص ١١٧ و از ص ١٢٩ تا ص ١٣٢ . ٣٩ ، ٤٩ - و قام أليه رجل فقال : يا أمير المؤمنين ، أخبرنا عن الفتنة و هل سألت رسول اللَّه ( ص )