ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢ - تكليفى بسيار با اهميت كه احساس تكليف را در مردم احياء مى كند
عنها فقال عليه السلام : إنّه لمّا أنزل اللَّه سبحانه ، قوله : ( « الم . أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لا يُفْتَنُونَ » ) علمت أنّ الفتنة لا تنزل بنا و رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله بين أظهرنا ، فقلت : يا رسول اللَّه ، ما هذه الفتنة الَّتى أخبرك اللَّه تعالى بها فقال : « يا علىّ ، أنّ أمّتى سيفتنون من بعدى . » فقلت : يا رسول اللَّه ، أ و ليس قد قلت لى يوم أحد حيث استشهد من استشهد من المسلمين و حيزت عنّى الشّهادة ، فشقّ ذلك علىّ ، فقلت لى « أبشر ، فأنّ الشّهادة من ورائك » فقال لي : « إنّ ذلك لكذلك ، فكيف صبرك أذن » فقلت : يا رسول اللَّه ليس هذا من مواطن الصّبر و لكن من مواطن البشرى و الشّكر . ( در اين هنگام مردى از جاى برخاست و گفت : يا امير المؤمنين ، در بارهء فتنه ما را آگاه فرما و آيا از رسول خدا ( ص ) در بارهء فتنه سؤال نمودهايد آن حضرت فرمود : هنگامى كه خداوند سبحان اين آيه * ( ( الم أَ حَسِبَ النَّاسُ أَنْ يُتْرَكُوا أَنْ يَقُولُوا آمَنَّا وَهُمْ لا يُفْتَنُونَ ) ) * را نازل فرمود ، من دانستم مادامى كه رسول خدا ( ص ) در ميان ما است ، فتنه بر ما نازل نمى گردد . پس گفتم : يا رسول اللَّه چيست آن فتنه اى كه خدا آنرا به شما خبر داده است فرمود : يا على ، امت من بعد از من دچار فتنه مى گردند . عرض كردم يا رسول اللَّه ، آيا در جنگ احد ، هنگامى كه جمعى از مسلمانان شهيد گشتند و من از شهادت بىنصيب ماندم و اين پيشامد براى من سخت شد ، مگر به من نفرمودى : « بشارت باد ترا به شهادت در آينده » فرمود : آرى ، چنين است ، در آن هنگام چگونه تحمل خواهى كرد عرض كردم يا رسول اللَّه ، چنين حادثه اى جاى صبر و شكيبايى نيست ، بلكه از موارد صبر و شكر است و رسول خدا ( ص ) فرمود : اين قوم در آينده دچار فتنه گردند و در بارهء دينى كه پذيرفتهاند ، به خدا منت گذارند و رحمت او را آرزو كنند و از غضب او خود را در امن و امان ببيند و حرام او را حلال تلقى كنند - به وسيلهء شبهههاى دروغين و هوىهاى غافلگير . شراب را به عنوان آب جو حلال شمارند و رشوهء پليد را هديه ناميده و حلالش پندارند . رباخوارى كنند و نام آنرا