ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٩ - مقصود از جملهء امير المؤمنين عليه السلام كه نفوس جمعى از شدت علاقه بدان مقام بخل ورزيدند و جمعى ديگر از آن اعراض نمودند چيست
خلافت او نمايد ] از اين راه ، خون على ( ع ) و فرزندان و دودمانش را حفظ نمايد . آيا اين عاقل كامل پيامبر اكرم ( ص ) نمى دانست كه اگر از دنيا برود و فرزندان و خانواده اش را مانند مردم كوچه و بازار و رعيت معمولى رها كند ، خونهاى آنان را پس از خود در معرض ريختن قرار داده است پس در حقيقت خود او ( پيامبر اكرم ) ص بوده است كه على را كشته و خون فرزندان او را به هدر داده است ، زيرا آنان نمى توانستند بعد از او به تكيه گاهى وابسته شوند كه آنان را حمايت كند . آنان بعد از پيامبر اكرم لقمه اى براى خورندگان و شكارى براى درندگان مى شدند ، مردم پس از پيامبر آنان را از هر طرف مى ربودند و به غرضهاى خود نائل مى آمدند . و اما اگر قدرت و سلطه را در آنان قرار مى داد ، بجهت رياست و قدرتى كه در اختيار آنان قرار مى گرفت ، [ اين رياست و قدرت كه وسيلهء دفاع و حمله و جلوگيرى از تعدى مردم بود ] مانع از ريخته شدن خون آنان مى گشت . . . آيا گمان مى كنى پيامبر از اين حقيقت [ كه گفتم ] غافل بود ، يا خود او مى خواست كه خاندان و اولادش ريشه كن شوند پس كو آن محبت شديدى كه براى فاطمهء عزيز و محبوب دلش داشت آيا تو مى گويى : پيامبر مى خواست على ( ع ) را مانند يكى از فقراى مدينه بحال خود مى گذاشت كه نيازمند مردم باشد و على بن ابي طالب را كه در نزد او مكرّم و معظم و داراى مقام [ بسيار عالى ] بود كه همه مى دانستند ، مانند ابو هريره دوسى و انس بن مالك انصارى رها مى كرد تا فرمانروايان در خون و حيثيت و جان و اولادش هر چه مى خواستند ، انجام بدهند و او قدرت جلوگيرى تجاوزات آنان را نداشته باشد [ آيا گمان مى كنى كه پيامبر ، على ( ع ) را مانند يك فرد عادى رها مى كرد ] در حالى كه صد هزار شمشير بر سر على ( ع ) كشيده شود كه جگرهاى صاحبان آن شمشيرها عليه على ( ع ) شعله ور بود و مى خواستند خونش را با دهانهايشان بياشامند و گوشتش را با دندانهايشان قطعه قطعه كنند و بخورند ، زيرا او ( على عليه السلام ) ، فرزندان