ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٠ - اگر روزى فرا رسد كه گردانندگان سياسى اجتماعات ، اهميت مديريت جانهاى آدميان را هم مانند مديريت زندگى طبيعى آنان به عهده بگيرند ، آن موقع مى فهميم كه عظمت انسانى چيست
< شعر > رو دل به كسى نه كه در اطوار وجود بوده است هميشه با تو و خواهد بود < / شعر > درخشندگى حباب روى دريا در حال تموج چه دوام و استحكامى دارد كه از درياى پر از ميلياردها حقائق بسيار پر ارزش ، چشم پوشيده و به آن خيره شويم - دقت كنيد :
< شعر > دنيا چو حباب است و لكن چه حباب نه بر سر آب ، بلكه بر روى سراب آن هم چه سرابى كه ببينند به خواب آن خواب چه خواب خواب بد مست خراب < / شعر > بدانجهت كه زمينه و مقتضاى دلبستگى به امور مادى اين دنيا ، غفلت از حقيقت زندگى و ارتباط آن با خدا است ، لذا پيوند باين دنيا بيش از ضرورتهاى حيات ، در معرض جدائى از خدا و عنايات او و نزديك به غضب خداوندى است ، لذا تا آنجا كه قدرت داريم به مقدارى از دنيا بسنده كنيم كه هم تمامى مردم دنيا از معيشت شرافتمندانه و حيات شايسته برخوردار شوند و هم من ، يا نفس يا شخصيت را از آلودگىها نجات بدهيم كه تقوى معنايى جز اين ندارد .
اگر روزى فرا رسد كه گردانندگان سياسى اجتماعات ، اهميت مديريت جانهاى آدميان را هم مانند مديريت زندگى طبيعى آنان به عهده بگيرند ، آن موقع مى فهميم كه عظمت انسانى چيست متأسفانه ، هر چه تاريخ جلوتر مى رود و هر چه دائرهء صنعت گسترش بيشتر پيدا مى كند و ارتباطات انسانها پيچيده تر مى گردد ، انسانها در همهء ارتباطات چهارگانه با شكست بيشتر روياروى مى گردند : ( ارتباط انسان با خويشتن ، با خدا ، با جهان هستى و با