ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٣ - اگر خدا را آن چنانكه مى توانيم دريافت مى كرديم ، اميدها و ترسها و آرزوها و محبتهاى ما در سطحى عالىتر از آن بود كه تاكنون ما را به خود مشغول داشته اند
دليل براى نكوهش دنيا و زشتى و فراوانى رسوايى و بديهاى آن وجود دارد كه گسترهء زمين پهناور براى آن وجود مقدس در نور ديده شد و جوانب آن براى ديگران صاف و هموار گشت . رسول خدا ( ص ) از شيرخوارى از سرزمين بريده شد و از زر و زيورهاى آن بر كنار گشت . ) ارتباط با دنيا چگونه بايد باشد
ارتباط با دنيا چگونه بايد باشد مقدمتا بايد دو معنا را كه براى دنيا بكار برده مى شود ، از يكديگر تفكيك كنيم :
معناى يكم
معناى يكم - جهان هستى كه ما در آن ، زندگى مى كنيم اين دنيا متشكل است از ميليونها كرات فضايى و حقائق بسيار فراوان ديگر در فضا و در زمين و غير ذلك . دنيا باين معنى جلوه گاهى از آيات خداوندى است كه خود ارائه دهندهء نمونه هايى از صفات الهى مى باشد شناخت دنيا به اين معنى و برقرار ساختن ارتباط معقول و مسئولانه مورد تأكيد عقل و وجدان و دستورات خداوندى بوسيلهء انبياى عظام عليهم السلام است . انسان با تحصيل معرفت باين دنيا است كه اين همه علوم و معارف و صنايع و جهان بينىها را به دست آورده است . ارتباط با دنيا باين معنى ، يكى از ارتباطات چهارگانهء ضرورى است كه بدون شناخت و تنظيم آنها ، حيات آدمى ، موقعيت معقول خود را در دو قلمرو « آن چنانكه هست » و « آن چنانكه بايد » نمى تواند درك و دريافت نمايد . اعراض از دنيا به اين معنى ، عبارتست از خالى كردن ميدان زندگى به يكَّه تازان عرصهء تنازع در بقاء كه نه خداوند آفرينندهء انسانها و جهان هستى آنرا مى خواهد و نه عقول و وجدانهاى پاك بشريت . بلكه با دقت در اين معنى دنيا ، تلاش براى تنظيم زندگى در مسير « حيات معقول » همچنان كه منابع اوليهء اسلام دستور داده است ، عبادت محسوب مى شود .
معناى دوم
معناى دوم - عبارتست از برقرار ساختن ارتباط انسان با « جز خود » ( چه مردم ديگر و