ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٢ - اگر خدا را آن چنانكه مى توانيم دريافت مى كرديم ، اميدها و ترسها و آرزوها و محبتهاى ما در سطحى عالىتر از آن بود كه تاكنون ما را به خود مشغول داشته اند
( شخصيت سالم ) قرار بدهد . بهر حال - < شعر > شرح اين هجران اين خون جگر اين زمان بگذار تا وقت دگر < / شعر > بار الها ، بار ديگر عنايت بنده پرورى خود را شامل حال ما فرما ، باشد كه اين هجران و ناآشنايى كه ما بين ما و « من » ( خويشتن ، شخصيت ما ) افتاده است ، مبدل به وصال و خود آشنايى گردد . خداوندا ، نالهء بشر امروزى جز اين نيست كه :
< شعر > تشنه به كنار جوى چندان خفتم كز جوى من آب زندگانى بگذشت حيران شدهام كه ميل جان با من چيست و اندر گِل تيره اين دل روشن چيست عمريست هزار بار من گويم و من من گويم و ليك مى ندانم من چيست < / شعر > تنها من عالى بشرى است كه با دريافت خدا مى فهمد كه در اين دنيا به چه كسى بايد اميد بست و از چه كسى بايد ترس و هراس داشت و كيست آن موجودى كه ملاك حقيقى محبتها است . اگر آدمى بداند كه تنها خدا است كه مقلب القلوب است ، تنها خدا است كه مسبّب الاسباب است ، تنها خدا است كه محول الأحوال است جز به خداى ، دل به هيچ كس نمى بندد و غير از خدا را از موجودات طبيعت گرفته تا قدرتمندترين انسانها جز وسيله اى كه حتى وسيله بودن آنها نيز وابسته به ارادهء خداوندى است ، ارزيابى نمى نمايد .
٥٢ ، ٥٨ - رسول اللَّه ( ص ) و لقد كان في رسول اللَّه صلَّى اللَّه عليه و آله كاف لك في الأسوة و دليل لك على ذمّ الدّنيا و عيبها و كثرة مخازيها و مساويها ، إذ قبضت عنه أطرافها و وطَّئت لغيره أكنافها و فطم عن رضاعها و زوى عن زخارفها [ رسول خدا ( ص ) ] ، زندگى رسول خدا صلَّى اللَّه عليه و آله و سلم جهت پيروى براى تو كفايت مى كند و با دقت در حيات آن برگزيدهء خداوندى