ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٣٤ - تفسير عمومى خطبهء هفتادم
در آن موقع با اين كه به جمال والاى پيامبر اكرم مى نگريست ، از نادانىها و هوى پرستىها و سستىهاى مردم شكوهها ميكرد ، در درونش موج نيايش سر كشيد : ( قالَ رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَ . نَهاراً فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا . فِراراً وَإِنِّي كُلَّما دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُوا أَصابِعَهُمْ فِي آذانِهِمْ وَاسْتَغْشَوْا ثِيابَهُمْ وَأَصَرُّوا وَاسْتَكْبَرُوا . اسْتِكْباراً ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ . جِهاراً ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنْتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ . إِسْراراً فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُوا رَبَّكُمْ إِنَّه كانَ . . . ) [١] ( وَقَدْ أَضَلُّوا كَثِيراً وَلا تَزِدِ الظَّالِمِينَ إِلَّا ضَلالًا ) [٢] . ( اى پروردگار من ، من شب و روز قوم خود را بسوى تو دعوت نمودم . دعوت من آنانرا جز گريز چيزى بر آن نيفزود .
و من هر وقت كه آنانرا دعوت كردم تا آنانرا ببخشى ، انگشتان خود را بر گوششان نهادند و لباسها را بر خود پيچيدند و اصرار به باطل ورزيدند و بناى استكبار نهادند . من آنان را رها نكردم ، آشكارا به دعوت آنان به سوى تو پرداختم . سپس تبليغ رسالتم را بر آنان اعلان و گاه ديگر پنهانى تبليغ نمودم . سپس بآنان گفتم : بيائيد بسوى خدا بازگشت كنيد ، او پروردگارى است بخشنده ) .
خداوندا ، تو خود شاهدى كه آن تبهكاران از خود و خدا بيگانه ، نشنيدند و نپذيرفتند : ( وعدهء فراوانى از مردم را گمراه كردند و آن همه مهربانىها و خيرخواهىها و دعوتهاى من ، جز ضلالت و سيه روزى بر ستمكاران نيفزود . ) و ديگر اين كه يا رسول اللَّه كاسهء صبر و شكيبائىام از طول فراق لبريز شده است .
[١] . نوح آيه ٥ تا ١٠ .
[٢] . نوح آيهء ٢٤ .