ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٢ - ترجمهء خطبهء شصت و ششم
شير به آنان تغذيه مى كردند و هيچ ارتباطى هم با ميدان جنگ نداشتند ، قطعه قطعه كنم توپها و موشكها و خمپارهها را در نيمههاى شب كه پير مرد كهنسالى در كوخ محقر خود سر ببالش استراحت نهاده و مادرى كه در يك ساختمان خشتى و گل اندود ، كودكش را به بغل چسبانده و با نفسهاى گرم مادرانهء خود حرارت حيات بخش را در او مى دمد ، بسوى آنان پرتاب مى كردم ، خوب ديگر جنگ است و در جنگ نقل و نبات كه پخش نمى كنند اگر يك متفكرى ادعا كند كه من در مقابل هزار دليل كه مدعيان پيشرفت انسانيت و تكامل عقلائى مى آورند ، فقط با يك دليل ، آرى فقط با يك دليل آن هزار دليل را رد نموده و پوچ بودن همهء آنها را اثبات ميكنم و آن عبارتست از قيافهء ضد بشرى انسانها در ميدان جنگ ، اين متفكر صحيح مى گويد و عين حقيقت را بيان ميكند و مطلبى را ابراز ميكند كه تأويل و توجيه آن نابخردانه تر از خود نابخردى بشر در موقع جنگ است .
سپاهيان من ، اينجا ميدان جنگ است و صحنهء كارزار - از هيجانات حيوانى و درنده خوئى خود جلوگيرى كنيد ، از انتقام جوئىهاى ددمنشانه بپرهيزيد ، كينه توزىهاى شخصى را فراموش كنيد ، شما در ميدان جنگ و كارزاريد ، اين ميدان براى آگاهان و خردمندان يك نام ديگر دارد كه هرگز آنرا از نظر دور نمى دارند ، اين نام كه متأسفانه در كتابهاى لغت پيدا نمى شود و شايد لغت دانان از خجلت و شرمندگى اين لغت را در كتابهايشان نمى آورند ، عبارتست از جايگاهى كه بزرگترين جلوه گاه مشيت خداوند كه حيات انسان است از مسير طبيعى خود كنار افتاده و در گردابهاى هولناك گرفتار طوفان هوى و هوسها مى شود ، حق و ناحق و زشت و زيبا و بايد و نبايد و همهء اصول پذيرفته شدهء انسانى رنگ خود را مى بازد و خنثى مى گردد و انگيزگى خود را از دست مى دهد . اينست نام اصلى اين ميدان كه درندگان انساننما اسم آنرا ميدان بروز قهرمانى قهرمانها ناميدهاند ، و ملاك استحقاق اين اسم را بىپروائى