ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤١ - وقيحترين افترائى كه پليدترين نادانى و بىشرمى افتراء زننده را اثبات ميكند
حتى در همان زمان انسانهاى رشد يافته اى از اهل عراق پيرامون على ( ع ) را گرفته و در جنگهاى خونبارى كه مردم دنيا پرست ، رهبر را ترك كرده و سراغ سفرههاى رنگارنگ معاويه و معاويه صفتان را مى گرفتند ، در حمايت از آن حضرت از هيچ گونه فداكارى و جانبازى دريغ نداشتهاند . مانند شهر كوفه كه اهالى آن از زبان معصوم سرزنش شدهاند ، ولى مى دانيم كه فداكارانى از خود گذشته هم در سپاه امير المؤمنين و هم در ميان ياران سرور شهيدان حسين بن على ( ع ) داشتند . عابس بن ابى شبيب شاكرى ، حبيب بن مطهر ، مسلم بن عوسجه در خدمت امام حسين ( ع ) عاليترين افتخارات را در تاريخ بنام خود ثبت كردهاند ، درود و رحمت خداوندى بر ارواحشان باد .
١٠ ، ١١ ، ١٢ ، ١٣ ، ١٤ ، ١٥ - و لقد بلغنى أنّكم تقولون : علىّ يكذب قاتلكم الله تعالى فعلى من أكذب أعلى الله فأنا أوّل من آمن به أم على نبيّه فأنا أوّل من صدّقه ( به من خبر رسيده است كه مى گوئيد : على بن ابي طالب دروغ مى گويد خدا نابودتان كناد ، من به چه كسى دروغ بگويم به خدا من اولين كسى هستم كه به خدا ايمان آوردهام . يا به پيغمبرش من نخستين كسى هستم كه او را تصديق كردهام ) .
وقيحترين افترائى كه پليدترين نادانى و بىشرمى افتراء زننده را اثبات ميكند آرى ، وقاحت و پليدى انسان حد و مرزى نمى شناسد ، چنانكه شرافت و طهارت و عظمت آدمى هم حد و مرزى ندارد . مى گويد : فرزند ابي طالب دروغ مى گويد پاسخ اين گفتار اينست كه لعنت ابدى خدا به آن دروغگوئى كه بر صادقترين انسان تاريخ افتراى دروغ مى بندد . على بن ابي طالب دروغ مى گويد به چه كسى به خدا او كه همهء لحظات عمرش را با ديدار خداوندى سپرى ميكرد ، او كسى بود كه در هنگام نماز و نيايش با خدا سر از پا