ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٧٠ - غنا و بىنيازى مطلق خداوندى از آفريدن مخلوقات
بودن متعين است ، نمى تواند در همان حال از تعين باطن بودن نيز برخوردار باشد ، و بالعكس آنچه كه با باطن بودن متعين است نمى تواند در همان حال از تعين ظاهر - بودن برخوردار شود . البته اين شرط احتياج به گفتگو ندارد كه عدم اجتماع دو تعين متضاد ، با نظر به وحدتهاى مقرر در منطق است ، مانند موضوع و محمول و جايگاه و شرطيت و اضافى بودن و جزئيت و كليت و زمان و با اختلال بيكى از اين وحدتها ظاهر و باطن نيز متغير مى گردد و محالى از اجتماع آنها بوجود نمى يايد و اگر دو مفهوم مزبور را نقيضين فرض كنيم ، منتفى شدن آن دو هم در حال اختلال وحدت ، امكان پذير مى گردد .
اين مسئله در بارهء خداوند جريان ندارد ، زيرا آن ذات اقدس تكثرى از ناحيهء تكثر موجوديت و ابعاد ندارد كه تعين هر يك از آنها موجب نفى تعين ديگرى شود مگر از ديدگاه ما و شرايط ذهنى خاصى كه در ما بوجود مى آيد .
١٧ ، ١٨ ، ١٩ ، ٢٠ ، ٢١ ، ٢٢ ، ٢٣ - لم يخلق ما خلقه لتشديد سلطان و لا تخوّف من عواقب زمان و لا استعانة على ندّ مثاور و لا شريك مكاثر و لا ضدّ منافر و لكن خلائق مربوبون و عباد داخرون ( مخلوقات را نه براى شدت دادن به سلطه و اقتدار خود آفريد و نه بجهت بيم از حوادث كمين گرفتهء زمان و نه براى كمك جوئى در برابر مخالفى كه قد مخالفت با او برافراخته باشد ، نه براى بدست آوردن قدرت براى پيكار با شريك پر نخوت و متكى به كثرت نيرو و نه براى مقابله با ضد گردن كشى كه با اعتلاجوئى روياروى او ايستاده باشد . آنچه كه با فرمان خلقت او پا به عرصهء وجود نهاده است ، مخلوقاتى تحت نظاره و سلطهء اويند و بندگانى هستند ناتوان ) .
غنا و بىنيازى مطلق خداوندى از آفريدن مخلوقات ذهن بشرى چنين عادت كرده است كه همهء كارهائى كه از انواع جانداران