ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١٩ - لحظاتى در اينجا با قيافه اى مخلوط از خنده و گريه توقف كنيد تا بينديشيم
صبحگاهان از افق سر بر مى كشد ، فقط و فقط براى آنست كه سودى بمن برساند و هر ضررى را از من دفع نمايد و هرگز به خيال ما خطور نمى كند كه آن صبحگاهى كه طلوع خورشيد نتواند وجدان در خواب رفته اى را بيدار كند ، چنانكه بعضى از پيشتازان اخلاقى مى گويند : آن روز آفتاب هيچ كارى را انجام نداده است . و به هر حال همهء نمودها و روابط طبيعت را با انواعى از برچسبها كه تمايلات ما آنها را ساخته مى پوشانيم ، چنانكه ذهن ما سه شاخهء پنكه را در حال حركت پرشتاب با يك دائره حقيقى نمودار مى سازد ، اين دائره برچسبى است كه ذهن ما با كمال اطمينان به سه شاخهء پنكه مى چسباند آن گاه ما با كمال كوته بينى يا بقول بعضى ديگر با كمال پررويى [ رويى كه از نظر ضخامت مقدارى از پوست كرگدن نه خيلى زياد ، ضخيمتر است ] مى گوييم زندگى ما در ارتباط با واقعيات مى گذرد اين رفتار در قاموس انسانهاى آگاه خودفريبى ناميده مى شود . اگر بخواهيد با نظر به نتايج اين خود فريبى اصطلاح مناسبترى را انتخاب كنيد ، كلمه « خودستيزى » بسيار مناسب است . بسيار خوب ، سپس ما چكارى را انجام مى دهيم پاسخ اين سؤال بسيار روشن است و آن اينست كه : پس از آنكه دنيا را طورى براى خود ساختيم كه ما را بفريبد ، براه ميافتيم ، و با آن برداشتهاى دروغين و فريبنده به فريفتن همنوعان خود مى پردازيم . پس تا حال وضع ما چنين است كه با مغز و روان فريب خورده مشغول فريب دادن انسانها شدهايم . تا اينجا عامل گريهء خود را در قيافه مان بوجود آوردهايم و قضيه موقعى خنده آور مى شود كه اين فريب استوار شده بر فريب زيربنائى ، مبناى بسيار جالبى بر فريبكارى انسان شناسان حرفه اى كه يكى از متفكران مغرب زمين نام « حقه بازى » را براى آن انتخاب نموده است [ و چه با مورد انتخاب نموده است ] قرار گرفته ، همهء فضاى بيكران را با خط بسيار بزرگ « اينست علم و اينست سير تكامل پر ميكنند » تا اينجا به فريب سوم رسيدهايم . اگر در همين فريب سوم تمام مى شد ، باز احتمال برگشت