ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٤ - رابطهء مستقيم تأثير زمان با مقدار و كيفيت رشد روانى آدمى
ناميده مى شود . اين مطلب بيان كنندهء رابطهء مستقيم تأثير زمان با سه حلقه اى كه دارد ، با رشد روانى آدمى است :
رابطهء مستقيم تأثير زمان با مقدار و كيفيت رشد روانى آدمى اين يك رابطهء قطعى است كه ترديد يا انكار آن حكايت از نبودن بينش عميق در بارهء دو طرف رابطه ( حيات انسان و زمان ) مى نمايد . هر اندازه كه رشد روانى آدمى عالىتر بوده باشد ، از فرو رفتن چنگالهاى درندهء زمان در روان بيشتر در امان خواهد بود . علت اين پديدهء بسيار مهم در اينست كه هر اندازه رشد آدمى از نظر روح و روان كاملتر باشد ، چنانكه از خصوصيات فرعى واقعيات بالاتر مى رود ، و با خود واقعيات ارتباط كاملترى برقرار ميكند ، همچنين گريبان روح را از چنگال گذشته و حال و آينده فراتر مى برد . بعنوان مثال بسيار روشن كه دركش براى همگان بديهى است ، گذشت دوران جوانى و ميانسالى و ورود در پيرى و كهنسالى است كه اكثريت قريب به اتفاق مردم را ناراحت ميكند و شايد بتوان گفت : مردم معمولى سوزانترين آه را موقعى از درون خود بر مى آورند كه عمر گذشتهء خود را بياد مى آورند ، اين آه و نالهها و اين اندوه مستمر حكايت از عدم رشد روانى مى نمايد كه آدمى در گذرگاه عمر ، آن واقعياتى را كه ديده است ، بخوبى ارزيابى ننموده است ، مثلا موقت را از پايدار تشخيص نداده است ، غداى حس را بجاى غذاى عقل گرفته ، هر تمايلى كه در درونش بوجود آمده است ، همهء شخصيت را فداى آن كرده است ، براى هر يك از تمايلات ، شخصيت را تسليم محض نموده است و با پايان رسيدن مدت تمايل ، برگشتن شخصيت بحال حقيقى خود ، همواره با احساس تجزئه و شكست ناگوار همراه بوده است . گاهى اين تجزئه و شكست بجهت شدت تسليم در برابر يك تمايل ، به اختلال و نابسامانى شخصيت انجاميده است .
آرى ، زمان براى اين گونه مردم همواره قيافهء مبارزه با ثبات و استقلال شخصيت