ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٤ - تفسير عمومى خطبهء شصت و نهم
ندارد چه مقدس است اين بيم و هراس كه موجب استفاده از چشمه سار زلال حيات پيش از خشك شدن آن بوده باشد . با اين بيان است كه آن پندار باطل كه مى گويد : ترس و وحشت [ به مفهوم اصطلاحى و منفى آن ] مذهب را بوجود مى آورد ، مردود و بىاساس بودنش روشن مى گردد .
٨ ، ٩ ، ١٠ - الذَّليل و الله من نصرتموه و من رمى بكم فقد رمى بأفوق ناصل . أنَّكم و الله لكثير فى الباحات ، قليل تحت الرّايات ( سوگند بخدا ، ذليل شد كسى كه شما به يارى او برخاستيد . و كسى كه بوسيلهء شما تير به دشمنش بيندازد با تير شكسته و بىپيكان با دشمن روياروى شده است سوگند بخدا ، شما در صحنهء ميدانهاى آرام انبوه مى نمائيد ، ولى در زير پرچمهاى برافراشته در كارزار ذوب مى شويد و اندك مى گرديد ) .
< شعر > زين همرهان سست عناصر دلم گرفت شير خدا و رستم دستانم آرزو است < / شعر > چه پست و محقرند آن انسانهائى كه با داشتن رهبرى مانند على بن ابي طالب ( ع ) كه هر نگاه صدق و صفاى الهىاش مى توانست دلهاى همچون كاه را چون كوههاى مقاوم و پايدار بسازد ، باز ضعيف و ناتوان باشند . جاى شگفتى است مردمى كه تجسمى از صبر و شكيبائى بىپايان را در رهبرى مانند فرزند ابي طالب ببينند و باز چونان بوقلمون كه هر لحظه حالى دارد و هر آنى رنگى و چونان جانداران ترسو كه از كمترين حركت يك برگ ناچيز گوشه اى از لانهء خود را پناهگاه ابدى تلقى ميكنند و با اضطراب در آن لانه نفس برمى آورند تا آن گاه كه پيك مرگ سراغشان را بگيرد و دست زندگى را از گريبان آنان دور كند . آيا واقعا اين سست عنصران خود باخته على را نمى شناختند آيا راه او را راه خدا نمى دانستند آيا او را حتى يك لحظه در مسير ماكياولىگرى ديده بودند آيا در او كامجوئى و عشق به مال و منال دنيا سراغ داشتند