ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٨٩ - ترجمهء خطبهء شصت و ششم
خداوندا ، ما باين عرصهء كارزار نيامدهايم كه تكيه بر قدرت و زور و مهارت خود نموده و خود را با تو شريك بسازيم و قدرت و زور خود را شريك تو قرار بدهيم . ما به ناتوانى خود در برابر تو معترف و فيض قدرت را در هر لحظه از سوى تو مى دانيم .
٨ - يا صمد - اى بىنيازترين بىنيازها ، اى خداوندى كه قدرت مطلقهء تو از ذات تو و هيچ قدرت و توانى بى ارادهء تو كارساز نيست .
٩ - يا رب محمد - اى پروردگار محمد ( ص ) كه در همهء جنگها و پيكارها با امدادهاى غيبى خود او را بر دشمنان پيروز ساختى و رعب او و سپاهيان او را در دلهاى كافران و مشركان انداختى ، اكفف عنَّا بأس الظَّالمين شدت و صولت ستمكاران را از ما باز دار . ستايش مر خداى را است كه پرورندهء عالميان ، رحمان و رحيم و مالك على الاطلاق روز حساب است .
بار الها ، فقط ترا مى پرستيم ، و فقط از تو كمك و امداد مى طلبيم . بنام خداوند رحمان و رحيم .
و لا حول و لا قوّة إلَّا باللَّه العلىّ العظيم ( و هيچ حركت و قوه اى نيست مگر اين كه مستند به خداوند بزرگ و با عظمت است ) .
ملاحظه مى شود كه امير المؤمنين عليه السلام پيش از ورود به ميدان كارزار ، چه هيجانات ربانى و چه حالات نيايش شگفت انگيز پيدا مى كند .
اين همه تكرار نامهاى خداوندى و اين همه توجه به مقام ربوبى نشانگر آن است كه آن انسان بزرگ عظمت و ارزش زندگى انسانها را بهتر از همه فهميده است كه براى ورود به جنگ آن همه بىتابى و بيقرارى در برابر خدا از خود نشان مى دهد كه مبادا او و يا سپاهيانش كمترين تخلف از قانون زندگى و مرگ نموده و قطره اى خون ناحق بر زمين بريزيد . آرى ، اين حقيقت همواره در اعماق دل امير المؤمنين عليه السلام موج مى زد كه :
< شعر > خون نپوشد جوهر تيغ مرا باد از جا كى برد ميغ مرا < / شعر >