ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٢ - ترجمهء خطبهء هشتادم
بررسى بيطرفانه و واقع بينانه براى محققان ارجمند بوده و با تتبعات و تفكرات هر چه دقيقتر براى گشودن اين معماى ديرينه قدم بردارند .
پيش از ورود به توضيح اين معماى بزرگ و عوامل بوجود آورندهء آن ، يك مقدمهء كوتاهى را در بارهء جريان تكاملى بشر با ناتوانى شايع از تنظيم رابطهء معقول ميان دو صنف خود ( زن و مرد ) متذكر مى شويم : مقدمه - هنگامى كه بعضى از هشياران مطلع از محصول سرگذشت بشرى تاكنون ، اين سؤال را مطرح مى كنند كه علت چيست كه نوع انسانى با همهء ترقيات و پيشرفتهاى علمى و صنعتى و هنرى تنها بر افزودن پيچيدگى هويت و گسترش موجوديت خود در قلمرو طبيعت و همنوعش ، قناعت ورزيده و در پيمودن مسير اين تكامل ، آن آگاهى و توانائى را به دست نياورده است كه دو عنصر اساسى ادامهء حيات خويشتن را كه زن و مرد است ، چنان اصلاح و تنظيم نمايد كه بشكل معماى علمى و ناگوارى مستمرى در نيايد و او را به داشتن « حيات معقول » نايل سازد گروهى كه به چشمگير بودن تركب پيچيدهء هويت و گسترش موجوديت آدمى در پهنهء طبيعت و قلمرو همنوعش ، خيره گشتهاند فورا محصول عالى پيشرفتهاى بشرى را مانند وسائل ارتباطى حيرتانگيز و ديگر كالاهاى صنعتى فوق العاده ظريف و كمپيوترها و هواپيماها و تسخير فضا و عمليات پزشكى فوق العاده عالى متذكر شده مى گويند .
مگر شما اين ترقيات و پيشرفتها را نمى بينيد هشياران مطلع در پاسخ مى گويند : ما آنچه را كه شما مطرح مى كنيد ، منكر نيستيم و در صدد انكار عبور انسان از حالات ابتدائى به مراحل ترقى و تكامل نيستيم . سؤال اينست كه ما مى بينيم نوع بشر در جريان عبور از مراحل ساده به مراحل پيچيده تر و تنوع ابعاد ، هر اندازه كه مسائل اجتماعى و اقتصادى و سياسى و حقوقى گسترده تر و عميقتر و ظريفتر مى گردد ، مسئله زن و مرد از حالت مسئله بودن به معما بودن تبديل مى گردد . آيا همان اندازه كه جريان تكامل حيات براى پاسخ به