ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٤٧ - ترجمهء خطبهء هشتادم
علاقه بموسيقى و شعر نمايد ، اين علاقه از ميل طبيعى او برنمى خيزد ، بلكه مى خواهد آنها را وسيلهء تجمل قرار داده ، در برابر چشمان مرد بدرخشد . اگر تو همهء تاريخ را مطالعه كنى حتى يك زن پيدا نمى شود كه يك اثر هنرى اصيل و نبوغآميز به وجود آورده باشد . و شايد احترامى كه مرد براى زن ابراز مى نمايد ، يكى از نتايج دين مسيحيت است و همين است سبب روش رمانتيك كه احساسات و غريزه و اراده را فوق عقل و ذكاوت قرار مى دهد . مردم قارهء آسيا در بارهء زن درك بهترى از درك مردم قارهء اروپا دارند ، زيرا آسيائىها به حقارت و ناچيزى زن خوب پى بردهاند ، زيرا ترديدى نيست در اين كه هر قانونى كه زن را مساوى مرد ميداند ، از ريشه و اصلش باطل است .
اگر قانون مى خواهد زن را با مرد در حقوق مساوى قرار بدهد ، نخست بايد قانون ، عقلى مساوى عقل مردها بزنها بدهد ، سپس از نظر حقوق آن دو را با يكديگر مساوى بداند . شرقىها واقعيت را در بارهء زن خوب دريافتهاند كه اصل تعدد زوجات را پذيرفتهاند ، زيرا اين يك اصل است كه طبيعت آن را حتمى و تجويز مى نمايد . شگفتآور اينست كه مردم اروپا اصل تعدد زوجات را در زبان منكرند ولى عملا از همين اصل پيروى ميكنند . من گمان نميكنم حتى يك اروپائى اصل وحدت همسر را با وجه صحيح عمل نمايد » [١] .
مطالبى را كه شوپنهور در بارهء زن مطرح نموده است ، [ بجز عمل عينى اروپائىها در بارهء تعدد زنهائى كه با آنان ارتباط برقرار مى كنند ] ، لاطائلاتى است كه دوشادوش لاطائلات ديگرى كه مسئلهء زن و مرد را در حد « يك ليوان آبخوردن » تلقى ميكند ، گفته شده است . نخست اين حرف بىاساس را كه مى گويد : « مسئلهء زن چيزى جز يك ليوان آبخوردن نيست » بررسى كنيم ، سپس به پاسخ مطالب شوپنهور در بارهء زن بپردازيم . معناى جملهء فوق چنانكه عمل
[١] - مأخذ مزبور ص ٤٥٣ و ٤٥٤ .