ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٤٣ - آيا كفارهء كوته نظرى و بىظرفيتى ، بستن افتراء به اولياء الله است
مطرح كردهايم و اين امتيازى در امير المؤمنين بود كه مورخان و صاحبنظران آگاه آنرا پذيرفتهاند . بگذاريد : آنچه را كه نادانىهاى وقيحانه شان ايجاب ميكند ، بگويند و ياوه سرائىها كنند - < شعر > مه فشاند نور و سگ عوعو كند هر كسى بر طينت خود مى تند < / شعر > ١٦ ، ١٧ ، ١٨ ، ١٩ ، ٢٠ ، ٢١ ، ٢٢ - كلا و الله ، لكنّها لهجة غبتم عنها و لم تكونوا من اهلها ، ويل امّه كيلا بغير ثمن لو كان له وعاء ( وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَه بَعْدَ حِينٍ ) ) [١] ( نه هرگز ، سوگند به خدا ، [ من دروغ نمى گويم ] ولى سخنانى از لهجهء پيامبرى مى گويم كه شما از آن غائب بوديد و از شايستگان آن سخنان نبوديد .
مادر آن مدعى به ماتمش بنشيند ، من معرفت و حكمت را بدون توقع پاداش در پيمانهء درونش مى ريزم ، اگر ظرفيت داشته باشد . و شما در آينده خبر و نتيجهء اين واقعيتها را كه خبر دادهام و گمانهاى فاسد خود را خواهيد دانست ) آيا كفارهء كوته نظرى و بىظرفيتى ، بستن افتراء به اولياء الله است نخست اين مطلب را متذكر شويم كه طبق گفتهء راويان معتبر هر خبرى كه امير المؤمنين عليه السلام از غيب داده بود ، در موقع خود واقعيت پيدا كرد و تاريخ هم با كمال امانت آنرا ثبت نموده اينست علت استشهاد آن حضرت به آيهء ( وَلَتَعْلَمُنَّ نَبَأَه بَعْدَ حِينٍ ) . اكنون مى پردازيم به توضيح جملات امير المؤمنين در رد آن مفتريان وقيح : مى فرمايد : من اين اخبار غيبى را از آن انسان كامل الهى شنيدهام كه شايستگى شنيدن آنها را از زبان آن پيك ربانى نداشتيد ، برو - < شعر > گوش خر بفروش ديگر گوش خر كاين مطالب را نيابد گوش خر < / شعر >
[١] . ص آيه ٨٨ .