ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢١ - خيرخواهى در بارهء خويشتن و شتاب براى توبه و پيروزى بر شهوت از عاليترين علامات تقوى است
براى جلوگيرى از درد كشيدن تير از بدن ، مادهء مخدر باو مى دهند و او را بىحس مى نمايند ، و بدانجهت كه آدمى در موقع وداع با روح و جان ، بجهت درك ارزش با عظمت آن ، سخت ناراحت خواهد گشت و درد بى اندازه را خواهد چشيد ، لذا درد و گيجى لحظات فرا رسيدن مرگ مانند آن مادهء مخدر است كه طعم تلخ از دست دادن چنان سرمايهء بزرگ الهى را نچشد - < شعر > مى دهند افيون به مردم زخم مند تا كه پيكان از تنش بيرون كنند وقت مرگ از رنج او را مى درند او بدان مشغول شد جان مى برند < / شعر > از اينجا روشن مى شود كه تكليف تعليم و تربيت در بارهء شناساندن خود انسانى و اهميت آن چقدر بزرگ و حياتى است . متاسفانه آن دسته از جوامعى كه مذهب و اخلاق را در شئون زندگى دخالت نمى دهند ، به جان انسانها ارزشى قائل نيستند ، كه موجوديت آنرا به رسميت بشناسند و با اهميتترين مسائل تعليم و تربيت را به خود و جان آدمى اختصاص بدهند . لذا اين سؤال كه « آيا موجب شرمسارى مرگآور نيست كه جانها و خودهاى ميليونها انسان دستخوش تمايل فرد يا افرادى قرار بگيرد » بايد ديد بكدامين انسان مطرح مى شود . اگر سؤال مزبور را به كسى كه انسانها را موجوداتى متحرك مى بيند كه هيچ حقيقتى مهم بنام « جان » ، « من » « روح » ، « شخصيت » ، در آنان سراغ ندارد ، پاسخ سؤال مزبور منفى است ، يعنى نه ، باعث شرمسارى نيست و چه جاى تأسف و شرمسارى است ، بازى با مشتى موجودات متحرك بوسيلهء تمايل يك يا چند فرد خودخواه كه خود فاقد « جان » « من » « روح » است از اينجا بايد دانست كه بيهوده نبوده است كه طلايه داران فكرى بعضى از جوامع امروزى براى انكار « روان » ، « جان » ، « خود » ، « شخصيت » ، آن همه تلاش مى كنند و آن حقيقة الحقائق را نديده تلقى ميكنند و باصطلاح خودشان رفتار شناسى و شناخت يك عده معلولهاى درونى را بدون تحقيق در علل آنها براى انسان شناسى كافى مى دانند ، زيرا آنان بنوبت خود از اقتدار فكرى قابل