ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٣٨ - اشباع نامشروع شكم و شهوات ، روح آدمى را در گرسنگى غذاى حيات و تشنگى معرفتى آن تباه ميكند
طاعة ربّه غاية . و لا تحلّ به بعد الموت ندامة و لا كأبة ( و از خداوند سبحان مسئلت مى داريم كه ما و شما را از آن گروه قرار بدهد كه نعمتهاى اين دنيا او را در كاموريهاى طغيانگرانه فرو نبرد و هيچ هدفى او را در اطاعت پروردگارش مقصر نسازد و پس از مرگ هيچ ندامت و اندوهى وجودش را فرا نگيرد ) .
اشباع نامشروع شكم و شهوات ، روح آدمى را در گرسنگى غذاى حيات و تشنگى معرفتى آن تباه ميكند انگيزهء اشباع نامشروع شكم و شهوات آن چنانكه بنظر مردم معمولى مى رسد ، ضعيف و ناچيز نيست ، كامجوئى لذت پرستانه اگر بجوشد و سر بلند كند ، آن چنان سهل و آسان نيست كه پشيمانىهاى موقت و توبههاى اعتيادى بتواند از عهدهء آثار بنيان كن آن برآيد . سهل شمردن اين دو امر يكى از مهمترين عوامل بروز دشواريهاى زندگى آدميان است كه هر گونه راه حل و فصل آنها بر روى آدميان بسته است . بنا بر مشاهدات و تجربياتى كه اغلب مردم آگاه حتى انسانهاى نيمه آگاه با وجود لمس كردهاند اين حقيقت را مى دانند كه پس از هر كامجوئى و اشباع غير عقلائى شكم و شهوات ، نوعى سستى و ندامت تلخ ببار مى آيد كه انسان فقط با بلعيدن چند قرص « بارى بهر جهت » و امثال آن خود را تخدير مى نمايد . تكرار سستى و ندامتها و بلعيدن قرص مزبور بر سائيده شدن دندانههاى قانونگير مغز مى انجامد و تدريجا حيات آدمى را چنان پريده رنگ مى سازد كه حتى از تفسير كاملا طبيعى محض هم ناتوان مى گردد . اين يك جريان فكرى بىدليل نيست كه متفكران [ باصطلاح ] حمايت كننده از بطر ( كامجوئى و كامورىهاى فساد انگيز ) خود نيز از تفسير طبيعت حياتى كه بطر بازى را نقل و نبات قانونى زندگى معرفى ميكنند ، عاجز و ناتوانند ، چون خودشان بهتر از همه از سستى و ندامتى كه در دنبال كامجوئىها سراغ سطوح ظاهرى و عميق