ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٨ - و هر قدرتمندى غير از او گاهى توانا و گاهى عاجز است
< شعر > آن قدر بار كدورت به دلم آمده جمع كه اگر پايم از اين پيچ و خم آيد بيرون لنگ لنگان در دروازهء هستى گيرم نگذارم كه كسى از عدم آيد بيرون < / شعر > در اين موارد فورا قلم بدست بگيريد و در پاورقى و اگر پاورقى جاى سفيد نداشته باشد ، در حاشيه و اگر در حاشيه هم جاى سفيدى نباشد ، در پشت جلد همان كتاب [ كه سابقا تاريخ ولادت نور چشمى ها را مى نوشتند و يا تاريخ خريد كتاب را در آنجا ثبت مى كردند ] با خط خوانا بنويسيد : « خدا همهء بيماران را شفا عنايت فرمايد » و احتياطا آمين اين دعا را هم در همان جا فراموش نكنيد مسائل مربوط به علم خداوندى در مجلدات پيشين مشروحا مطرح شده است .
و هر قدرتمندى غير از او گاهى توانا و گاهى عاجز است توضيح اين مسئله را در مباحث گذشته تا حدودى بيان كرديم و در مباحث مربوط به « انسان آن چنانكه هست » و « انسان آن چنانكه بايد » مورد بررسى مشروحترى قرار خواهيم داد . در اينجا فقط باين مسئله اشاره مى كنيم : كه قدرت خداوندى مانند علم او از صفات كماليهء ذات اقدس ربوبى است ، اين قدرت مطلق بوده و بهيچ قيد و شرطى وابسته نمى باشد ، در صورتى كه قدرت انسانى و ديگر موجودات ، محصولى از عوامل است كه در حلقههاى زنجير مواد و انرژيها و منشأهاى قرار داد و غير ذلك قرار گرفته است . بنا بر اين قدرت ديگر موجودات از دو ناحيه در معرض نابودى و تبديل به ناتوانى است : ناحيهء يكم - علل بوجود آورندهء قدرت است كه يا در مجراى قوانين طبيعت در معرض كاهش و نابودى است و يا بسبب تزلزل منشأهاى قراردادى .
ناحيهء دوم - جريان سيل موانع ادامهء قدرت است كه در فوق آگاهىها و اختيارات انسانى از راه مى رسند و قدرت را متلاشى مى كنند . بعنوان مثال يك قطعه ابر سياه كه شب ١٧ ژوئن با كمال بىاعتنائى به هدفگيرىها و تلاشها