ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٤ - علم هيئت و علم نجوم ( ستاره شناسى ) در اسلام
ببارد وارد خانه مى شود . خواجه اين استدلال آسيابان را قبول نكرد و در پشت بام خوابيد و آن شب باران باريد و خواجه در تعجب فرو رفت . » [١] در اين مطالب شيخ انصارى دو مسئلهء فوق العاده با اهميت وجود دارد كه تذكر به آن دو در حد اعلاى ضرورت است : مسئلهء يكم - ارزش و اعتبارى كه اين فقيه بسيار عاليقدر به تجربه و برهان بيان ميكند ، بهترين دليل بر بطلان ياوه گويانى است كه مى گويند : اسلام هم مانند ديگر اديان منحرف شده با علم سازگار نيست چنانكه ملاحظه مى شود شيخ در همين مبحث ترتب احكام شرعيه را كه مربوط به وضع ستارگان و موقعيتهاى متغير آنها است ، در صورت استناد به تجربه تجويز مى نمايد ، مخصوصا با نظر به روش محتاطانه اى كه شيخ در فقه دارا ميباشد .
مسئلهء دوم - تكيه بر ارادهء خداوندى حتى در بارهء پديدههاى عينى حركات و موقعيتهاى ستارگان كه علم هيئت به تحقيق آنها مى پردازد . اين مسئله در مباحث مربوط به حركت و تحول مورد بررسى مشروح قرار گرفته است . سپس شيخ وارد مسئله احكام نجومى گشته و مى گويد : مسئلهء سوم - اطلاع دادن از حوادث و حكم به آنها با استناد به اتصالات ( در بارهء خير و شر و منفعت و ضرر . . . ) چه استقلالا و چه بعنوان عامل دخالت كننده كه در اصطلاح تنجيم گفته مى شود ، با نظر به فتاوى و نصوص حرام مؤكد است . محقق ابو القاسم حلى در كتاب المعتبر از پيامبر اكرم ( ص ) بطور مرسل نقل ميكند كه :
أنّه من صدَّقَ منجِّما أو كاهنا فقد كفر بما أنزل على محمَّد ( ص ) ( هر كس كه منجم يا كاهنى را تصديق كند ، به آنچه بر محمد ( ص ) نازل شده
[١] - مأخذ مزبور .