ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٣٦ - علم هيئت و علم نجوم ( ستاره شناسى ) در اسلام
آن حاجت مى روم [ آيا اين صحيح است ] آن حضرت فرمود : آيا حكم ميكنى عرض كردم : آرى . فرمود كتابهايت را بسوزان ) .
شيخ انصارى رحمة اللَّه عليه در همين مبحث از سيد مرتضى علم الهدى چنين نقل مى كند كه : « چگونه ممكن است براى يك مسلمان باطل بودن احكام نجومى مشتبه شود ، با اين كه مسلمانان خواه در قديم و خواه در دوران جديد اتفاق نظر و اجماع بر تكذيب منجمان نموده و به فساد مذهب و بطلان احكام آنان شهادت دادهاند و ضرورت تكذيب احكام منجمان در دين پيامبر اسلام معلوم است و رواياتى كه در انتقاد و ناتوان معرفى كردن آنان از احكامى كه صادر ميكنند وارد شده است بيش از حد شمارش است و همچنين با مخالفت شديد علماء اهل بيت پيغمبر ( أئمهء معصومين « ع » ) و اصحاب بزرگوار و شهرت ممنوعيت احكام نجومى با اين شهرت زياد چگونه مى تواند كسى كه منسوب به ملت اسلام است و بر قبله نماز مى گذارد فتوى بر خلاف دهد » [١] خلاصه حكم به حرمت تنجيم باين معنى كه اعتقاد و حكم به ارتباط نفع و ضرر و خير و شر و ديگر مسائل مربوط به سرنوشت زندگى انسانها به وضع و موقعيت و حركات ستارگان در اسلام قطعا ممنوع بوده و منابع و مأخذى كه باين ممنوعيت دلالت دارند ، از نظر كميت و كيفيت بيش از آن است كه اندك ترديدى در آنها وجود داشته باشد .
١١ ، ١٢ ، ١٣ ، ١٤ ، ١٥ ، ١٦ ، ١٧ ، ١٨ ، ١٩ - أيُّها النَّاس أيَّاكم و تعلَّم النّجوم إلَّا ما يهتدى به فى برّ أو بحر فأنّها تدعوا الى الكهانة و المنجّم كالكاهن و الكاهن كالسّاحر و السَّاحر كالكافر و الكافر فى النَّار . سيروا على اسم الله ( اى مردم ، بپرهيزيد از آموزش نجوم ( براى حكم در سرنوشت مردم )
[١] - مأخذ مزبور .