ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠ - خيرخواهى در بارهء خويشتن و شتاب براى توبه و پيروزى بر شهوت از عاليترين علامات تقوى است
٢ - نفس خود براى خويشتن مطرح و با اهميت جلوه كند .
كسى كه خود براى خويشتنش داراى اهميت نباشد ، در صدد شناخت خير و شر و مفيد و مضر بر خود بر نمى آيد ، تا خير و مفيد را براى خود جلب و شر و مضر را در خود دفع نمايد . و مى توان گفت : شرط اول معلول شرط دوم است و با نظر به اين دو شرط است كه اغلب انسانهاى جوامع خيرخواه خويشتن نيستند ، زيرا خود براى آنان داراى اهميتى نيست كه محرك و شوق آنان بسوى تحصيل خيرات بوده باشد . بى اهميت تلقى كردن خود به عوامل متعددى مستند است كه مهمترين آنها عبارتست از بوجود آمدن خود بدون كوشش و تلاش آزادانه . توضيح اين كه انسان پس از سپرى كردن دوران كودكى ، بروز خود را در درون خويش احساس مى كند ، بدون اين كه آنرا از جهان خارجى با زحمت و تحمل مشقت و آزادانه بدست بياورد ، لذا هيچ اهميتى بآن نمى دهد كه اين خود چگونه بوجود آمد و چرا بوجود آمد و اين خود چه ماهيتى دارد و مختصاتش چيست و چه فعاليتهايى را مى تواند انجام بدهد و محصول عالى آن چيست پس اولاد آدم اين گوهر گرانبها را ارزان بدست آورده است و ارزان از دست مى دهد . و احتياجى به گفتگو ندارد كه خود ما همواره اين خطاب و سرزنش را با ما دارد كه - < شعر > من ندانم آنچه انديشيده اى اى دو ديده دوست را چون ديده اى اى گران جان خوار ديدستى مرا ز ان كه بس ارزان خريدستى مرا هر كه او ارزان خرد ارزان دهد گوهرى طفلى به قرصى نان دهد در نهان جان از تو افغان ميكند گر چه هر چه گوئيش آن ميكند < / شعر > فقط موقعى ارزش اين گوهر گرانبها را خواهيم فهميد كه هنگام وداعش فرا رسيده باشد و موضوعى براى خير خواهى و اثرى براى درك ماهيت خود باقى نخواهد ماند . مولوى در اين باره مطلبى مى آورد كه بسيار جالب توجه است . مى گويد : در آن هنگام كه مى خواهند تيرى را از بدن يك انسان در آورند ،