ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥٦ - و هر عالمى غير از او فرا گيرنده و محتاج به آموزش است
چيز دانا است ) .
با نظر به فراوانى آياتى كه در قرآن مجيد در مالكيت خدا و مملوكيت همهء موجودات وارد شده است ، اين حقيقت روشن مى شود كه : در اين حيات طبيعى محض خطر اختصاص دادن اشياء و امتيازات به خويشتن ، و اين گمان كه منم مالك مطلق اين اشياء و امتيازات ، خطرى است بسيار جدى ، زيرا هر احساس اختصاص مطلق نوعى احساس بىنيازى را بجهت داشتن آن اختصاص بدنبال خود مى آورد و اين احساس بىنيازى ، طغيانگرى را مانند يك معلول طبيعى در درون انسان بوجود مى آورد كه منشأ اغلب دردهاى خانمانسوز است .
ما مى توانيم از يك راه ديگر اين قضيه را اثبات كنيم كه خطر احساس اختصاص مطلق بسيار جدى است . و آن راه اينست كه آياتى متعدد و احاديثى معتبر همواره اين مسئله را گوشزد ميكنند كه انسان نبايد چنين احساس كند كه خود مالك خويشتن است آيا انسان مى تواند ضرر عضوى به خود بزند و بگويد : من مالك خويشتنم آيا انسان مى تواند دست به خودكشى بزند و بگويد : من مالك خويشتنم و اختيار خود را بدست دارم آيا انسان مى تواند حواس و عقل خود را مختل بسازد و بگويد : من مالك خويشتنم و مى خواهم در اين دنيا كر و كور و احمق يا ديوانه زندگى كنم بديهى است كه تجويز اين اختيارات براى بشر نمى تواند معنائى جز محاربه با خدا و مبارزه با عقل و وجدان و فطرت داشته باشد . و بهمين جهت كه مالكيتهاى حقوقى در اسلام با محدوديتى كه در كميت و كيفيت دارد ، هرگز بعنوان هدف مطرح نشده است ، بلكه وسيله ايست براى حفظ موقعيتها و روابط قانونى انسانها با اموال مشروع نه اين كه خود مطلوب با لذات بوده باشند .
و هر عالمى غير از او فرا گيرنده و محتاج به آموزش است براى هيچ موجودى اگر چه در حد اعلاى رشد و كمال بوده باشد ، علم