ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٧ - ترجمهء خطبهء شصت و پنجم
قطعا بمعناى آغاز و پايان كه در اجسام و جسمانيات و زمان و زمانيات بكار مى روند ، نيست . چنانكه واحد بودن خدا كه در مواردى از آيات قرآنى آمده است ، بمعناى واحد عدد و معدودى نيست . بلكه چنانكه در دعاى عديله اشاره شده است : وجوده قبل القبل فى ازل الازال و بقائه بعد البعد من غير انتقال و لا زوال ( وجود اقدس ربوبى پيش از پيش در ما فوق زمان و هرگونه امتداد در ازل آزال و بقاء او بعد از بعدها است ، بدون انتقال از حالى به حالى و بدون زوال و فنا ، ميباشد . ) و بدانجهت كه خداوند در مسير دگرگونى حالات نيست و فوق هرگونه تغيرات و دگرگونىها است ، لذا ظهور وجود خداوندى سبقت به باطنى بودن آن نيز ندارد ، باين معنى كه صفت ظهور خداوندى فاصله و تفكيكى با باطن بودن او ندارد و هستى او ما فوق تغيرات و خروج از بالقوه به بالفعل و از بالفعل به بالقوه است ، زيرا كمال مطلق در ذات خداوندى دلالت واضح باين مطلب دارد كه عروض اندك تغير به آن ذات اقدس امكان ناپذير است ، لذا آن رباعى كه مى گويد :
< شعر > آن شاهد غيبى ز نهانخانهء بود زد جلوه كنان خيمه بصحراى وجود از زلف تعينات بر عارض ذات هر حلقه كه بست دل ز حلقه ربود < / شعر > زيبائى شعرى آن بيش از واقعيتى است كه بيان ميكند . مگر براى ذات خداوندى نهانخانه اى مى توان تصور نمود كه در آن نهانخانه مخفى بوده سپس جلوه كنان خيمه در صحراى وجود زده و آشكار گشته است . اين گونه تصورات ناشى از راه دادن قبليت و بعديت و اوليت و آخريت و ظاهريت و باطنيت با مفاهيم طبيعى كه دارند ، به ذات پاك خداوند ذو الجلال است . زيرا معمولا طرز تفكرات در بارهء خدا و جهان هستى چنين است كه خداوند پيش از بوجود