ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٤ - كوه آتشفشان هواهاى نفسانى ساختمان شخصيت انسانها را ويران نموده و آنانرا به چادرنشينى در بيابانهاى وسيع و بى سر و ته نسبيتهاى ساختگى ( نه حقيقى ) وادار ميكند
است . از طرف ديگر درون آدمى بدون ساختمان معقول شخصيت پايدار نبوده و وجود انسان را به متلاشى شدن تهديد ميكند . براى ساختن ساختمان شخصيت بطور معقول ، بايستى بهر شكل و ترتيبى كه امكانپذير است غرايز را كه مانند مواد درونى كوه آتشفشان شخصيت را تهديد مى كند ، مهار نموده و حتى از آن مواد غرايز كه خود ضرورتهاى وجود ما است ، با منطق صحيح براى برپا داشتن شخصيت بهره بردارى نمود . بهمين جهت است كه مى گوئيم : با توانائى و آزادى براى بناى ساختمان شخصيت ، نه تنها غرايز طبيعى محكوم به حذف و نابودى نمى گردند ، بلكه خود غرايز بهترين و ضرورىترين مواد در ساختمان مزبور مورد بهره بردارى قرار مى گيرند . بعنوان مثال : كدام مكتب و كدامين متفكر انسان شناس است كه بتواند حياتى بودن غريزهء « صيانت ذات » را كه زير بناى شخصيت است ، منكر شود ، آنچه كه قانون شخصيت ايجاب ميكند ، اينست كه اين غريزهء حياتى در راه تنظيم و تقويت و تكامل شخصيت بكار برده شود .
كوه آتشفشان هواهاى نفسانى ساختمان شخصيت انسانها را ويران نموده و آنانرا به چادرنشينى در بيابانهاى وسيع و بى سر و ته نسبيتهاى ساختگى ( نه حقيقى ) وادار ميكند مسلم است كه كوه آتش فشانى كه داراى مواد گداخته و گدازنده دارد ، و همواره از طرف نيروهاى منفجر كننده تحت فشار قرار مى گيرد ، ساختمانهائى را كه در ميدان آتش رس آن كوه قرار دارند ، خواهد سوخت ، يا ويران خواهد كرد . اگر چنين فرض كنيم كه كوه آتشفشان را بحال خود بگذاريم ، هيچ ترديدى در اين نيست كه يا بايد دست از ساختمانها و ساختمان نشينها برداريم و از آنها براى ابد چشم بپوشيم ، و يا اين كه بمجرد احساس تحريكاتى از درون كوه كه مواد گدازنده انجام مى دهند ، مصالح ساختمانها را برداريم و ببريم و در جاى امنترى نصب كنيم و اگر همهء عرصه هائى كه مى توانيم براى ساختمان در نظر