ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٠٢ - اگر بشر بپذيرد كه خداوند بزرگ او را مى بيند و در نتيجه او هم خدا را دريافت نمايد ، نه تنها همهء دردهاى او درمان خواهد گشت ، بلكه توفيق او در راه دريافت كمال حتمى خواهد بود
با ارزشترين نتائج را از همان نيروها و امتيازات براى ابديت خود ذخيره مى كنند .
مختص پنجم - پرهيز و اجتناب از امور ممنوعه حتى اگر چه بمرتبهء گناه نباشد ، مانند رذائل اخلاقى كه مكروهند ، و انديشهها و خيالات بىاساس و ديگر نمودها و فعاليتهاى روانى كه انسان را از هشيارىهاى مثمر محروم مى نمايند .
مختص ششم - حيات خود را بيهوده تلف نمى كند ، هيچ حركتى را بدون هدف انجام نمى دهد ، چگونه يك خردمند آگاه از اين كه تصور جهان و حيات بىهدف مساوى انكار واقعيت جهان و همهء اصول و قوانين انسانى است ، مى تواند وصول به هدف اعلاى حيات خود را با زندگى بىهدف آرزو و تمنا نمايد مختص هفتم - او ميداند كه - < شعر > اين جهان كوهست و فعل ما ندا سوى ما آيد نداها را صدا < / شعر > او ميداند كه - ( كُلُّ نَفْسٍ بِما كَسَبَتْ رَهِينَةٌ ) [١] ( هر نفسى در گرو اندوختههاى خويش است ) و ميداند كه خداوند عز و جل براى هر كارى كه ما انجام مى دهيم ، نتيجه اى را براى ما مقرر فرموده است - مختص هشتم - مبارزه با هواى نفس است . آزاد گذاشتن هواهاى نفس مستلزم بزنجير بستن عقل و احساسات عالى و فهم برين ميباشد . چنانكه بالعكس ، آزاد گذاشتن عقل و احساسات عالى و فهم برين موجب بسته شدن هواهاى نفسانى است .
اين قاعده ايست كه بعضى از محققان در علوم انسانى مطرح ميكنند و
[١] - المدثر آيهء ٣٨ .