ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٨٧ - ترجمهء سخن هفتاد و پنجم
مورد قطعى است كه قدرت انگيزگى بعد دوم بقدرى بيشتر از قدرت انگيزگى بعد زيبايابى است كه آنرا بكلى از كار مى اندازد و همهء سطوح روانى را براى اشباع خود بسيج مى نمايد . از همينجا روشن مى شود كه در جريانهاى معتدل سطوح و ابعاد روانى تأثرات و فعاليتهاى مشغول كنندهء يك بعد بآن حد از قدرت نمى رسد كه ساير سطوح و ابعاد را از تأثر و فعاليت مخصوص بخود چنان سلب كند كه عوامل مناسب بهيچ وجه نتواند كار خود را در آن سطوح و ابعاد انجام بدهد .
اين اصل با اهميت را در زير بناى تأثرات و فعاليتهاى سطوح و ابعاد روانى بايد بپذيريم كه هر اندازه شخصيت انسانى قوىتر باشد ، قدرت متعادل نگهداشتن ابعاد و سطوح روان در برابر علل و انگيزههاى تأثرات و فعاليتها در شخصيت عالىتر و عقلائىتر ميباشد . پس از اين مقدمه برميگرديم به بررسى اهميت بعد روانى انسان علم بيك حقيقت . اهميت اين بعد در اينست كه هيچ - يك از تأثرات و فعاليتهاى ديگر ابعاد و سطوح روانى قدرت تحت الشعاع قرار دادن آن را ندارند . اين يك قانون مهم روانى است كه به جهت بىاعتنائى بآن ، دردهاى بشرى از آغاز زندگيش تاكنون نه تنها كاهش نيافته است ، بلكه مى توان گفت : از بعضى جهات رو به افزايش بوده است . البته فراموش نمى كنيم كه مزمن بودن اين دردها ، مردم ظاهربين را از احساس درد بودن آنها غافل ساخته است . بهر حال علم به يك واقعيت ، مادامى كه ماهيت كشف كنندگى را كه مختص ذاتى او است از دست نداده باشد ، مانند عنصرى فعال بر تمامى سطوح و ابعاد روانى شعاع مى اندازد . اين شعاع مانند تعين خاص شخصيت بر ديگر سطوح روانى حاكميت دارد . و هيچ بعد و سطح روانى با هيچ گونه تأثر و فعاليتى كه داشته باشند ، قدرت روياروئى و تزاحم و تضاد با اين تعين خاص شخصيت را ندارد . بعنوان مثال وقتى كه شما علم پيدا مى كنيد باين كه تنها عدالت است كه مى تواند پاسخگوى همهء مسائل بشرى بوده باشد ، هيچ