ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٤٩ - هر چه كه غير از آن ذات اقدس واحد ناميده شود ، كم است
آن بوده و امرى است ممكن و حادث . بنا بر اين اعتقاد به خفاى نخستين خداوندى باضافهء اين كه واقعياتى را با وجود خداوندى فرض ميكند كه آشكار بودهاند و خدا از آنها مخفى بوده است . و ظهور آن وجود اقدس با خلقت كائنات داراى درك شروع شده است در نتيجه باطن بودن خداوندى بر ظهور او سبقت داشته است ٥ ، ٦ ، ٧ ، ٨ ، ٩ ، ١٠ - كلّ مسمّى بالوحدة غيره قليل و كلّ عزيز غيره ذليل و كلّ قوىّ غيره ضعيف و كلّ مالك غيره مملوك و كلّ عالم غيره متعلَّم و كلّ قادر غيره يقدر و يعجز هر چه كه غير از آن ذات اقدس واحد ناميده شود ، كم است ، و هر عزيزى جز او محقر است و هر نيرومندى غير از او ناتوان ، و هر مالكى ما سواى او مملوك و هر دانائى جز او فراگيرنده و هر قدرتمندى غير از او گاهى توانا و گاهى عاجز است ) .
هر چه كه غير از آن ذات اقدس واحد ناميده شود ، كم است واحد بهر معنى كه در نظر گرفته شود ، از حقيقتى معين و هويتى محدود انتزاع مى گردد ، خواه واحد عددى باشد ، يا صنفى و نوعى و جنسى ، حتى اگر واحد بآن مفهوم كلى اطلاق نشود كه دائره اى بسيار وسيع دارد و بهمهء كليات قابل تطبيق است ، اين واحد با اين كه شامل همهء كلياتى است كه داراى انواع و غير قابل شمارش است ، قابل تكرر ميباشد ، يعنى اين مفهوم ذهنى در نهايت تجريد قابل تكرار و تعدد ميباشد و بهمين جهت يك واحد از اين مفهوم بسيار وسيع كمتر از دو واحد از آن است ، زيرا هر چه باشد ، بالاخره نمى تواند از تعين هويتى كه آنرا محدود مى سازد ، بركنار بوده باشد . ولى وقتى كه مى گوئيم خدا موصوف به وحدت است . يعنى خدا واحد است ، اين وحدت و واحد از يك