ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٥١ - هر عزيزى جز او ذليل و محقر و هر نيرومندى غير از او ناتوان است
را فرا گرفته است ، نه خود آن دو حقيقت كه مخصوص ذات پاك خداوندى مى باشند . اين مطلب در آيات فراوانى با مضامين مختلف مطرح شده است .
از آن جمله : ١ - ( يُرِيدُ الله أَنْ ) [١] ( انسان ضعيف آفريده شده است ) ٢ - ( إِنَّ الإِنْسانَ خُلِقَ هَلُوعاً . إِذا مَسَّه الشَّرُّ جَزُوعاً . وَإِذا مَسَّه الْخَيْرُ مَنُوعاً ) [٢] ( انسان هلوع آفريده شده است ، اگر شرى به او برسد ، به جزع مى افتد و اگر خيرى به او برسد ، ديگران را از آن ممنوع مى نمايد ) .
دو صفت هلوع بودن و ضعف و ناتوانى در وجود انسان كه ناشى از وابستگى شئون حيات و من او به امور و مبادى غير اختيارى و ناشى از جهل او در بارهء خويشتن و ناتوانى او از خودسازى در اين دنيا است ، بهترين دليل آن است كه اگر عزت و قدرتى در او بوجود بيايد ، مربوط به اختيار او نيست و آن عزت و قدرتى كه با وابستگى به خداوند عزيز و قدير در انسان بوجود بيايد ، خود همان انسان بهتر از همه مى فهمد كه آن دو پديدهء ممتاز از فيض و لطف ربانى بوده و خود فى نفسه فاقد آنها است .
٣ - ( يا أَيُّهَا النَّاسُ أَنْتُمُ الْفُقَراءُ إِلَى الله وَالله هُوَ الْغَنِيُّ الْحَمِيدُ ) [٣] ( اى مردم ، همهء شما نيازمند به خدائيد و فقط خداست كه بىنياز و قابل ستايش است ) .
اين ضعف و هلوع بودن و فقر و پستى طبيعى ( ذلت ) بدون آمادگى انسان براى تحصيل شايستگى فيض ربانى كه ضعف را مبدل به قدرت نمايد و هلوع بودن را مبدل به آرامش روحى و ذلت را به عزت تبديل كند ، همراه انسان بوده و دست از گريبانش برنخواهد داشت . اين قانون هم در آيات
[١] . النساء آيه ٢٨ .
[٢] . المعارج آيهء ١٩ تا ٢١ .
[٣] . الفاطر آيه ١٥ .