ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٠٣ - غايت و هدف از درخت ميوهء آن است
چنين بود : شما انصار آن سابقه دينى و فضيلت در اسلام كه داريد ، براى هيچيك از قبايل عرب نيست .
پيامبر اكرم ( ص ) ده سال و اندى در ميان قوم خود بود و آنانرا به پرستش خداوندى و كنار زدن بتها دعوت مى كرد ، در حالى كه از قوم او جز اندكى به وى ايمان نياوردند . سوگند بخدا ، آنان توانائى دفاع از پيامبر را نداشتند و نمى توانستند دين او را عزيز و دشمنانش را دفع نمايند تا اين كه خداوند در بارهء شما انصار بهترين فضيلت را اراده فرمود و كرامت را بشما عنايت و شما را به دين خود اختصاص داد و ايمان به خدا و رسول او و عزيز نمودن دينش را نصيب شما ساخت و همچنين فضيلت جهاد با دشمنانش را بشما داد . شما انصار شديدترين مردم بر كسانى از خودتان بوديد كه از پيامبر تخلف كرد و شما سنگينترين مبارزان ديگر دشمنان پيامبر بوديد ، تا اين كه همهء مخالفان پيامبر چه از روى اختيار و چه از روى اكراه بر امر خدا گردن نهادند و آنانكه دور از اسلام بودند ، در حالى كه محقر و پست شده بودند ، مطيع گشتند . تا اين كه خداوند وعدهء خود را بر پيامبر اكرم عملى فرمود و قوم عرب نزديك شمشيرهاى شما قرار گرفتند . سپس خداوند متعال پيامبر را از اين دنيا گرفت در حالى كه پيامبر از شما راضى و خشنود و چشمش بشما روشن بود ، پس اكنون دست خود را با امر زمامدارى محكم سازيد ، زيرا شما شايسته ترين مردم به اين امر مى باشيد در اين هنگام همهء انصار پاسخ مثبت به سعد داده و گفتند : رأى صحيح همين است و تو موفق در رأى هستى و گفتار تو درست است و ما از دستور تو تجاوز نمى كنيم و اين امر ( زمامدارى ) را بر تو واگذار مى كنيم و تو براى ما قانع كننده و براى مؤمنين صالح مورد رضايت هستى .
سپس سخنانى ميان انصار بميان آمد و گفتند : اگر مهاجرين قريش گفتند : ما مهاجر و ياران اولى و عشيره و اولياى پيامبريم ، پس چرا شما انصار با ما در مسئلهء خلافت پس از پيامبر نزاع مى كنيد چه خواهيد گفت