ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٥٤ - آيا زن وابستهء مرد است
هاى مغزى در افراد صنف خود مردان بقدرى زياد است كه اگر تشابه صورى و شكلى و فيزيولوژيك ميان مردان نبود ، مى گفتيم : مردان انواع يا اصناف مختلفى از انسانها هستند . آيا شما مردى با احساسات انسانى على بن ابي طالب ( ع ) را با مردى با شقاوت و پليدى حجاج بن يوسف ، يك صنف متحد مى شماريد آيا مردى با شجاعت على بن ابي طالب را با مردى ترسو و زبون مانند حسان بن ثابت ، يك نوع متحد مى شماريد مردى با تعقل ابن سينا را با مردى با بىعقلى باقل ( احمق معروف نژاد عرب ) يكى مى دانيد همچنين اختلاف روانى و فعاليتهاى مغزى را كه در ميان صنف خود زنان وجود دارد ، مى توان ناديده گرفت آيا مادرى كه تنها وسيلهء عبور كودك از جنين به اين دنيا بوده و بهيچ وجه كودكان و فرزندان خود را از دريچهء عواطف مقدس مادرى ننگريسته است ، با آن مادرى كه كودكان و فرزندان خود را پارههاى روح خود مى بيند كه از او مجزا شده و روى زمين راه مى روند ، يك صنف تلقى مى كنيد چگونه مى توان زنى را كه واقعا خود را جزئى از شخصيت مرد ، يا مرد را جزئى از شخصيت خود ميداند ، با آن زنى كه ساليان عمر را با ديدهء خصومت به همسرش نگريسته است ، يك صنف منظور نمود بنا بر مجموع اين ملاحظات ما با دو نوع اختلاف ميان دو صنف روبرو هستيم : نوع يكم : اختلافهائى است كه مربوط به هويت خاص زن و مرد نيست ، بلكه همان اختلافات است كه ميان صنف خود مردان با يكديگر و صنف خود زنان با يكديگر نيز وجود دارد . و اين نوع اختلاف نبايد بحساب اختلاف در هويت زن و مرد گذاشته شود .
نوع دوم : اختلاف ناشى از تنوع هويت زن و مرد است . اين تنوع بدون ترديد مربوط به ذات و شخصيت انسانى دو صنف نيست و اين حقيقتى است كه اسلام روى آن سخت اصرار مى ورزد ، چنانكه در مبحث آينده با نصوص صريح اسلامى مطرح خواهد گشت ، بلكه مربوط به مختصات طبيعى دو صنف