ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ١٢٥ - اين خيال باطل را از مغز خود دور كنيد كه براى تحصيل رضايت و خوشنودى شما ، خود را فاسد كنم
آيا اعتنائى در آن وجود مقدس كه از خدا چيزى جز خدا را نمى خواست ، محبت مقام مشاهده مى كردند نه ، سوگند بخداى على بن ابي طالب ، نه هرگز .
آنان حيات حقيقى انسانى را نشناخته بودند ، آنان سرتاسر عمرشان جملهء الله اكبر را ورد زبان داشتند ، ولى كمترين طعمى از آنرا نچشيده بودند . اگر طعم اين جملهء هستى ساز را چشيده بودند ، از هيچ چيزى جز خدا بر حذر نبودند .
آيا واقعا آنان باين آيهء خداوندى كه مى گويد : ( إِنْ تَنْصُرُوا الله يَنْصُرْكُمْ وَيُثَبِّتْ أَقْدامَكُمْ ) [١] ، ايمان داشتند ( اگر شما خدا را يارى كنيد ، خدا هم شما را يارى نموده و قدمهاى شما را استوارتر خواهد ساخت ) .
نه هرگز . اگر ايمان به محتواى اين آيهء خداوندى داشتند ، چرا تن به ذلتها و خوارىها مى دادند و از رهبرى چون فرزند ابي طالب رويگردان مى شدند انبوه شدن و هياهو براه انداختن در غير موقع خطر با ناتوانى از رويا - روئى با دشمن همان خودفريبى است كه از مشتقات خود باختن در برابر مسائل جدى حيات است . ١٢ ، ١٣ ، ١٤ - و أنى لعالم بما يصلحكم و يقيم أودكم و لكنىّ لا أرى أصلاحكم بإفساد نفسى ( و من آنچه را كه شما را اصلاح و كجىهايتان را راست مى كند ، مى دانم ، ولى هرگز با افساد خويشتن شما را اصلاح نخواهم كرد ) .
اين خيال باطل را از مغز خود دور كنيد كه براى تحصيل رضايت و خوشنودى شما ، خود را فاسد كنم معطل مباش و فرصت را از دست مده ، فورا -
[١] . محمد ( ص ) آيهء ٧