ترجمه و تفسير نهج البلاغه - علامه جعفری - الصفحة ٢٢٠ - لحظاتى در اينجا با قيافه اى مخلوط از خنده و گريه توقف كنيد تا بينديشيم
به واقعيات اگر چه بطور ناچيز وجود داشت . ولى تكامل ما در برچسب زدن به دنيا و فريفتن خود و ديگران و آماده كردن زمينه براى فريبكارى انسان شناسان حرفه اى كه خدا نصيب حيوانات و حشرات هم نكند ، متوقف نمى گردد ، اين تكامل آن چرخ نيست كه در يك نقطه متوقف شود ، تازه نوبت قدرتمندان و سياستمداران ماكياولى مى رسد و اين مسيرى كه براى آن نهايتى نه از نظر كميت و نه از نظر كيفيت وجود ندارد ، يك فريب فراگير همهء ابعاد و سطوح مغزى و روانى را وارد ميدان مى سازد و فريب خوردگان فريب خورده از فريب خوردگان دنيائى را كه با برچسبهائى از خود انسانها به پيشانى دارد ، مى فريبد . اينجا است كه سر فصل تكامل به حد نصاب مى رسد ، و به بركت اين تكامل روز در همان حال كه آفتاب در وسط فضا است مبدل به نيمهء شب يلدا مى گردد . عدد ٢ با اين كه از دو واحد حقيقى تركيب يافته است ، مبدل به ٥ - ١٠٠٠٠٠ مى شود و اگر قدرتمند ميل فرموده باشد كه حتى بيش از آن رقم هم بوده باشد ، هيچ مانعى وجود ندارد فقط مانعى كه براى اين ميل وجود دارد ، جسارت بر سياستهاى حرفه ايست و بس . با اين مقدمه بايد بدانيم كه خداوند متعال در بارهء ما چه انحرافات را ميداند كه ما خود از آن آگاه نيستيم .
سپس امير المؤمنين مى فرمايد : « و اگر من به ارتكاب خطا برگشتم ، تو بار ديگر مرا مشمول عنايت و مغفرتت بفرما . با نظر به اين كه - < شعر > دم به دم وابستهء دام نويم هر يكى گر باز و سيمرغى شويم صد هزاران دام و دانه است اى خدا ما چو مرغان حريص بينوا اى هميشه حاجت ما را پناه بار ديگر ما غلط كرديم راه < / شعر > از طرف ديگر خداوند متعال تواب و رحيم است . او غفار الذنوب و رحمتش از همه چيز گسترده تر است :
< شعر > باز آ باز آ هر آنچه هستى باز آ گر كافر و گبر و بت پرستى باز آ اين درگه ما درگه نوميدى نيست صد بار اگر توبه شكستى باز آ < / شعر >